| 25- خود ارضائی آفت روابط صحیح خانوادگی و شادابی اجتماعی - سفارش به زنان بیوه |
| ساعت ٥:۱٦ ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سفارش به زنان بیوه ، خودارضایی و سنگینی گناه آن |
|
***خود ارضائی آفت روابط صحیح خانوادگی و شادابی اجتماعی:
ازدواج موقت آنان، نجات خودشان از انحراف، وجوانان از خودارضائی است. |
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در این وبلاگ به صورت مجمل و روشن، به بررسی بعضی مشکلات اخلاقی و اجتماعی ناشی از عدم امکان ازدواج،اشاره شده و تلاش گردیده به ذکر نقش بانوان در زمینه ازدواج موقت یا مجدّد، و عدم مُبایَنَت (ضدّیّت و مُغایَرَت) آن دو با عفت و حیا، در فرهنگ سازی موضوع پرداخته شود. اگر نگاهی حقیقت بینانه به وضع موجود اجتماعی و روابط نامشروع دختر و پسر و نگاهی دیگر به مراکز مبارزه با مفاسد اجتماعی بیندازیم، اهمیت ازدواج موقّت و مجدّد، و به خصوص موقّت، معلوم میشود. در این کتاب از مباحث پیرامون ازدواج موقّت و مجدّد به صورت تلفیقی جهت مختصر گوئی استفاده شده است (مقدّمۀ استاد حسن زاهدی حقّ، بر کتاب "ازدواج موقّت یا مجدّد؟راه حلّ یا معضل؟" - قم، انتشارات نسیم حیات، 1389ش ****************************** ما برای رضای خداوند و کمک به همنوعان و هموطنان گرامی، بدون هیچ چشم داشتی، این کتاب را ویرایش، تحقیق و تکمیل کردیم؛ باشد که خداوند تعالی و سپس ائمّۀ اطهار(ع) و پس از ایشان مؤلّف گرامی این اثر ارزشمند، از ما راضی و خُرسند باشند... *تو نیکی میکن و در دجله انداز* *که ایزد در بیابانت دهد باز ...* ****************************** تحقیقات مـا، درون کروشه [ ] و گــاه درون پرانتز ( ) آمده است. از جمله کـتـب دیـگری که در تکمیل کتاب آقای زاهدی حق، در این وبلاگ، از آن استفاده بردیـم: «مُتعَه و آثار حقوقی و اجتماعی آن» از شادروان دکتر محسن شِفایی اسـت؛ و نیز کتب و مقالات ارزشمند برخی نویسندگان دیگر... خداوند همگی ایشان را اجر عنایت فرماید... ****************************** *نمونه ای از اضافات تحقیقی ما: [...از جمله مراجع تقلیدی که فتوا به جواز ازدواج موقّت با دختر باکره - حتی بدون اجازۀ پدرش - داده اند، میتوان به مرحوم آیت الله سیّد محمود شاهردی؛ مرحوم آیت الله سیّد محمّدرضا گلپایگانی؛ و آیت الله سیّد صادق روحانی – یکی از مراجع عصر حاضر- اشاره کرد، که میفرماید: «دختری که به حدّ بلوغ رسیده، و رشیده (= دارای رشد عقلی) است، یعنی مصلحت خود را تشخیص میدهد؛ اگر بخواهد شوهر کند (چه موقت، چه دائم)، لازم نیست از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد؛ چه دختر باکره باشد یا نباشد» (توضیح المسائل آیت الله سیّد صادق روحانی، مسألۀ 2373). حتی مراجع تقلیدی که قائل به این شده اند که اذن پدر لازمست، اغلب این حکم را درقالب «احتیاط واجب» بیان داشته اند، که در حکم فتوا نیست و میتوان از مرجعی که آنرا جایز میداند در این مسأله تقلید کرد. مضافاً اینکه، آنها نیز در مسألۀ بعد از همین مسأله (توضیح المسائل، شرایط عقد)، تصریح می کنند که اگر دختر، به سختی و حَرَج (بر اثر فشار غریزۀ جنسی) افتاده باشد و پدر اجازه ندهد، باز هم دختر میتواند بدون اجازۀ پدرش با پسری که کـُفو (هم شأن) او است، ازدواج موقت یا دائم کند. اکثریّت فقهاء اخباری شیعه نیز، ازدواج موقّت(مُتعۀ) دختر باکره – بدون اجازۀ پدر- را به حکم روایات مُستفیضه(متعدّد و یقین آور) از ائمّۀ اطهار(ع)، جایز دانسته اند؛ مانند مرحوم علاّمه محمّد تقی مجلسی اوّل، در رَوضَة المُتّقین (8/ 481 و 482 و505) و رسالۀ احکام فارسی (یک دوره فقه کامل فارسى، انتشارات فراهانی، ص146)؛ و نیز فرزند گرامی وی علاّمه محمّد باقر مجلسی دوّم، در مَلاذ الأخیار (ج12/ ص38)، که همو در رساله ای فارسی نوشته است: «...و أیضاً (همچنین)، ظاهر بسیارى از اخبار و قول اکثر اصحاب (شیعه) آنست که در باکرۀ عاقلۀ بالغه، رضاى دختر کافى است...» (بیست و پنج رساله فارسى، علاّمه محمّد باقر مجلسی، ش24: رساله صِیَغ عقود نِکاح، ص 540)؛ ونیز مانند جناب شیخ حُرّ عامِلی در وسائل الشّیعة (چاپ ربّانی، ج7/ ص457-460/ باب 11 از ابواب متعه)، و مرحوم مُحدِّث نوری در مُستدرَک الوسائل (14/ 459/ باب دهم از ابواب متعه) و... آیت الله سیّد صادق روحانی، در«فقه الصّادق(ع)» (ج21/ص152 تا 162) نظرات فقهاء اصولی قدیم شیعه را نیز نقل نموده است؛ از آنجمله مینویسد که شیخ طوسی (أعلم فقهاء شیعه، فوت:460ق) در تهذیب الأحکام(7/254و255) و استبصار(3/145)؛ محقق حِلّی(ف676ق) در کتاب شرایع الإسلام؛ علاّمۀ حِلّی (ف726ق) در دو کتاب قواعد الأحکام و تبصِرَة المتعلِّمین؛ و شهید ثانی(ف966ق) درمَسالِک الافهام؛ و بلکه مشهور فقهاءِ قدیم شیعه – چه اصولی و چه اخباری – فتوا به استقلال دختر باکره در تصمیم گیری برای ازدواج موقت با پسر مورد علاقۀ خودش داده اند؛ و حتی سیّد مرتضیٰ (استاد شیخ طوسی؛ فوت:436ق) در دو کتاب الإنتصار و مسائل ناصریّات، ادّعای اِجماع (= اتفاق نظر همگی فقهاء شیعه) بر این فتوا را نموده و دلیل آن را این قاعدۀ فقهی میداند:«النّاسُ مُسَلـَّطونَ عَلیٰ أَنفـُسِهِم» (=تمام انسانها بر خودشان مسلّط و صاحِب اختیارهستند)؛ یعنی دختر باکرۀ عاقله نیز یک انسان است و صاحِب اختیار امور خود میباشد...]. ******************************* •[نقش مهمّ شیخ جعفر نجفی (کاشف الغِطاء) و فتحعلی شاه، در ترویج فرهنگ ازدواج موقت فامیلی در ایران عهد قاجار]: •[مرحوم شیخ جعفر نجفی – کاشِفُ الغِطاء – فقیه عهد فتح علی شاه قاجار، از مُرَوِّجین سنت ازدواج موقّت (مُتعه / صیغه) و از مُشَوِّقین مردم وجوانان به آن– برای حفظ عفت وامنیّت عمومی جامعه – بود؛ بحدّی که صاحِب قِصَصُ العُلماء – مرحوم میرزا محمّد تُنـُکابُنی– در شرح احوالات وی (ش31- ص236و237از چاپ جدید قصص العلماء) مینویسد: «... در سالی که شیخ به قزوین آمد، به مسجد رفت؛ مردم خواهش مَوعِظَه نمودند. شیخ در مسجد، بالای منبر رفت و فرمود: ایّها النـّاس! مگر شما شیعه نیستید؟! چرا عقد انقطاع (ازدواج موقت) در میان شما متداول نیست؟! پس فرمود که: تقصیر با علماءِ بَلـَد (شهر) است. و چون حاجّ ملاّ عبدالوهّاب، رَئیس علماء قزوین در آن عهد بود؛ شیخ به او خِطاب فرمود که: چرا دختر خود را به عقد انقطاع (ازدواج موقت) نمی دهی تا مردم رَغبَت در عقد انقطاع کنند و به تو مُتابَعَت (= پیروی و تبعیّت) کنند؟...». "نزهة الابرار" (در وقایع عهد قاجار) ادامه مطلب را چنین می آورد: «... پس چون دختر ِآن مجتهد معروف شهر، به عقد موقت پسری فقیر و بی بضاعت در آمد و جارچیان به امر نمایندگان مرحوم فتحعلی شاه قاجار، در قزوین و برخی شهرهای اطراف آن جار زدند و این واقعه را اِعلام عموم نمودند، زشتی و قـُبح غیر منطقی ازدواج موقت – که سنتی اسلامی و ضروری برای جامعه است – شکسته شد و مردم قزوین و نواحی اطراف، به راحتی، دختران و پسران نوجوان و تازه بالغ را به هم رسانده و ایشان را با یکدیگر مَحرَم ساخته و به کام می رساندند و لفظ صیغه را به کار نمی بردند؛ بلکه می گفتند: «می خواهیم فلان پسر را با فلان دختر مَحرَم سازیم، تا به گناه نیفتند». امّا جهت جلوگیری از طغیان حسّ شهوت در پسران و دختران تازه بالغ، والدین هریک از آن دو پسر و دختر، در خانه ای که بصورت هفتگی و بیشتر در شبهای جمعه جمع می شدند، بطور خصوصی و دور از سمع و بَصَر دیگران، عهدنامه یا قولنامه ای می نوشتند و در آن تأکید می کردند که اگر دخول صورت گیرد و دختر پردۀ بکارت خود را از دست بدهد، پسر باید تعهّد کند که در این فرض، با او بلافاصله ازدواج دائم نموده و از آن پس، ایشان تا آنزمان «محرم هم بوده اند» واگر چنین شود «باید از این پس، زن و شوهر بشوند»، و همگی امضاء یا مُهر می کردند و دختر و پسر را در آن شب در اطاقی تنها در آن خانه رها میکردند و خود چند ساعت به گفت و شنود و ضیافت پرداخته و چون آن دو از هم کام می گرفتند، هریک رهسپار خانۀ خود میشدند و کسی نیز از این جریان خبردار نمیشد؛ زیرا اهل محلّ، ایشانرا از بستگان و آشنایان یکدیگر میدانستند و برای کسی از همسایگان نیز هیچ سؤالی پیش نمی آمد که این رفت و آمدهای هفتگی برای چیست! این یکی از هزاران خدمت مرحوم فتح علی شاه قاجار به ایران و جوانان بود، و خود این پادشاه نیز حَرَمسرایی خصوصی داشت که هرچه زن بی سرپرست و فقیر و بیوه و بی پناه بود، در آن جمع شده بودند و شاه شخصاً به امور ایشان رسیدگی میکرد و ایشان را پناه داده و خرجی خودشان و کودکانشان را میداد؛ حال آنکه برخی از این زنان حرم سرا، زشت رو و مریض احوال هم بودند؛ ولی هدف فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه و امثال ایشان فقط حمایت و پناه دادن به آنها و جلوگیری از فساد ایشان بوده، و نه هوسرانی و شهوترانی شخصی، چنانکه مورّخان خائن و دروغگوی غربی و مُستشرِقین کینه توز و مشروطه خواهان تبه کار سِیَه روز در تواریخ سراپا دروغ خود نوشته اند، تا چهرۀ پادشاهان اسلام و ایران را بد و زشت جلوه دهند! ... و این سنت ازدواج موقت خانوادگی و فامیلی، به همان صورت محرمانه و بین خانواده ها و آشنایان، همچنان تا اواخر عهد قاجار و اوایل عهد ننگین مشروطیّت پا برجا بود؛ امّا همزمان با صدای گامهای ننگین استعمار روس و انگلیس، در قالب مشروطه، این رسم خانوادگی و فامیلی زیبا و آرامبخش نیز – توأم با پخش اشعار شاعران خود فروخته و جیره خوار عصر مشروطه، مثل عارف قزوینی و ایرج میرزا - برچیده شد، تا زنا و فحشاء جای آن را پر کند و ما بر روح ایشان لعنت میفرستیم، چنانکه بر روح آن کسی که اوّل بار مُتعه را تحریم و نکوهش کرد، لعنت میفرستیم!». پروفایل مدیر : جمعی از نویسندگان جوان و نوجوان |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

