28- ازدواج موقت فامیلی در عهد قاجار و نقش شیخ جعفر نجفی و فتحعلی شاه در ترویج آن
ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ازدواج موقت فامیلی در عهد قاجار ، بی گناهی فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه قاجار ، کتاب مُتعه و آثار حقوقی-اجتماعی آن،دکتر محسن شفایی ، برتِراند راسِل انگلیسی، مُدافِع سرسخت مُتعَه

[نقش مهمّ شیخ جعفر نجفی (کاشف الغِطاء) و فتحعلیشاه، در ترویج فرهنگ ازدواج موقت فامیلی در ایران عهد قاجار]:


•[مرحوم شیخ جعفر نجفی – کاشِفُ الغِطاء – فقیه عهد فتحعلیشاه قاجار، از مُرَوِّجین سنت ازدواج موقّت (مُتعه / صیغه) و از مُشَوِّقین مردم وجوانان به آن– برای حفظ عفت وامنیّت عمومی جامعه – بود؛ بحدّی که صاحِب قِصَصُ العُلماء – مرحوم میرزا محمّد تُنـُکابُنی– در شرح احوالات وی (ش31- ص236و237از چاپ جدید قصص العلماء) مینویسد:

  •      «... در سالی که شیخ به قزوین آمد، بمسجد رفت؛ مردم خواهش مَوعِظَه نمودند. شیخ در مسجد، بالای منبر رفت و فرمود: ایّها النـّاس! مگر شما شیعه نیستید؟! چرا عقد انقطاع (ازدواج موقت) در میان شما متداول نیست؟! پس فرمود که: تقصیر با علماءِ بَلـَد (شهر) است. و چون حاجّ ملاّ عبدالوهّاب، رَئیس علماء قزوین درآن عهد بود؛ شیخ به او خِطاب فرمود که: چرا دختر خود را به عقد انقطاع (ازدواج موقت) نمی دهی تا مردم رَغبَت در عقد انقطاع کنند و به تو مُتابَعَت (= پیروی و تبعیّت) کنند؟...».

در "نـُزهَة الأبرار" (در وقایع عهد قاجار) ادامۀ ماجرا چنین آمده است: «... پس چون دخترِ آن مجتهد معروف شهر، بعقد موقت پسری فقیر و بی بضاعت در آمد وجارچیان به امر نمایندگان مرحوم فتحعلی شاه قاجار، در قزوین و برخی شهرهای اطراف جار زدند و این واقعه را اِعلام عموم نمودند، زشتی و قـُبح غیر منطقی ازدواج موقت – که سنتی اسلامی وضروری برای جامعه است – شکسته شد و مردم قزوین ونواحی اطراف، براحتی، دختران و پسران نوجوان و تازه بالغ را به هم رسانده و ایشان را با یکدیگر مَحرَم ساخته و به کام می رساندند؛ و لفظ صیغه را به کار نمی بردند، بلکه می گفتند: «می خواهیم فلان پسر را با فلان دختر مَحرَم سازیم، تا به گناه نیفتند». امّا جهت جلوگیری از طغیان حسّ شهوت درپسران ودختران تازه بالغ، والدین هریک ازآندو پسرودختر، در خانه ای که بصورت هفتگی و بیشتر در شب های جمعه جمع می شدند، بطور خصوصی و دور از سمع وبَصَر دیگران، عهدنامه یا قولنامه ای مینوشتند و در آن تأکید می کردند که اگر دخول صورت گیرد و دختر پردۀ بکارت خود را از دست بدهد، پسر باید تعهّد کند که در این فرض، بلافاصله با آن دختر ازدواج دائم نماید و ایشان که تا آن زمان «محرم هم بوده اند»، از این پس «زن و شوهر(دائمی) شوند»، و این عهدنامه یا قولنامه را همگی امضاء یا مُهر میکردند و دختر و پسر را همان شب، تنها در اطاق خلوتی در آن خانه رها می کردند و خود چند ساعت به گفت و شنود و ضیافت پرداخته وچون آندو از هم کام می گرفتند، همگی رهسپار خانۀ خود میشدند و کسی نیز از این جریان خبردار نمی شد؛ زیرا اهل محلّ، ایشانرا از بستگان و آشنایان یکدیگر میدانستند و برای کسی از همسایگان نیز هیچ سؤالی پیش نمی آمد که این رفت و آمدهای هفتگی برای چیست! این یکی از هزاران خدمت مرحوم فتح علی شاه قاجار به ایران و جوانان بود. و خود این پادشاه نیز حَرَمسرایی خصوصی داشت که هر چه زن بی سرپرست، فقیر، بیوه و بی پناه بود، درآن جمع شده بودند و شاه شخصاً به امور ایشان رسیدگی میکرد و ایشانرا پناه داده، خرجی خودشان و کودکانشان را میداد؛ حال آنکه برخی از این زنان حرم سرا، زشت رو و مریض احوال هم بودند؛ ولی هدف فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه و امثال ایشان، فقط حمایت و پناه دادن به آنها و جلوگیری از فساد ایشان بوده، و نه هوسرانی و شهوترانی شخصی، آنچنانکه مورّخان خائن و دروغگوی غربی و مُستشرِقین کینه توز و مشروطه خواهان تبه کار سِیَه روز در تواریخ سراپا دروغ خود نوشته اند، تا چهرۀ پادشاهان اسلام و ایران را بد و زشت جلوه دهند! ... و این سنت ازدواج موقت خانوادگی و فامیلی، بهمان صورت محرمانه، بین خانواده ها و آشنایان، همچنان تا اواخر عهد قاجار و اوایل عهد ننگین مشروطیّت پابرجا بود؛ امّا همزمان با صدای گامهای ننگین استعمار روس و انگلیس، در قالب مشروطه، این رسم خانوادگی و فامیلی زیبا و آرامبخش نیز – توأم با پخش اشعار شاعران خود فروخته و جیره خوار عصر مشروطه، مثل عارف قزوینی و ایرج میرزا - برچیده شد، تا زنا و فحشاء جای آن را پر کند!! و ما بر روح ایشان لعنت میفرستیم،چنانکه بر روح آن کس که اوّل بار مُتعه را تحریم و نکوهش کرد، لعنت میفرستیم!».

***بیانات زیبایی به نقل از دکتر محسن شِفائی:

 

  • [شادروان دکتر محسن شِفائی (فوت:1362ش) از اساتید گرانقدر فقید دانشگاه تهران، کتابی بسیار جامع وارزشمند، بنام «مُتعه و آثار حقوقی و اجتماعی آن»، به زبان فارسی روان، در سال 1340ش نوشته است، که متأسّفانه در این سالها دیگر تجدید چاپ نمیشود!! ولی همچنان در کتابخانۀ ملّی ایران، به شمارۀ زیرین: (48-63م؛ 197209-ش/4/189BP) موجود و در دسترس است. مرحوم دکتر محسن شفایی، پس از اثبات مشروعیّت و فضیلت اخلاقی – اجتماعی مُتعه، در صفحۀ 291 کتاب خود، چنین بیانات زیبایی دارد]:

  • [«مِلل اسلامی... که قوانین خوب و عُقـَلائی آنها، نقشی در عمل ندارند، به زبان مسلمانند؛ ولی در (میدان)عمل، ازاسلام ومسلمانی بیخبرند! و رسم ونشانه ای از اسلام درآنها نیست وبدست خویش، انحِطاط (پستی و عقبماندگی) را در عالـَم زندگی خویش پدیدار ساخته اند! ایشان اگر به قوانین مُتقـَنۀ (محکم و استوار) خود عمل می نمودند، هیچ گاه افق حیات آنها از ابرهای تیره و تار اختلاف و فـَساد، مسدود نمیگردید و در سراشیبی ذلّت و تنزّل (خواری، فروافتادگی و سقوط) قرار نمیگرفتند... در امور زناشویی(نیز) اگر مقرّرات مربوطه به احکام نِکاح را، که ازجملۀ آنها نِکاح مُنقطِع (ازدواج موقت یا مُتعه) است، بکار بسته بودند، هیچ گاه اهریمنان فحشاء در کِسوَت (= پوشش) انحراف از مبانی ناموسی، در خِطّه و کشور آنها نفوذ نمی نمود...»].

  • [مرحوم دکتر محسن شفایی در صفحۀ 331 کتاب «مُتعه» نیز چنین می نویسد]:

  • [بِرتِراند راسِل انگلیسی، دانشمند عصر حاضر، در کتاب «امیدهای نو، در دنیای مُتغیّر»، دربارۀ بهبود وضع زناشویی، چنین اظهار نظرو پیشنهاد می نماید: «... چه باید کرد؟! یا باید جوانان را از تحصیل محروم کنیم؛ که این امر، ممکن نیست... و یا باید به آنها اجازه دهیم که قوای غریزی خود را در فاحشه خانه ها صرف نمایند؛ که این امر، مُستلزِم بُروز امراض مُقارَبَتی و شیوع سیفلیس (Syphilis = کوفت، آبلۀ فرنگی؛ زخم روی آلی تناسلی که ابتدا بقدر یک دانۀ سرخرنگ است و سپس بزرگ و منتشر شده و واگیر دار است) و سوزاک (Gonorrhea = پیدایش چرک و سوزش در مجرای ادرار) و شانکِر (Chancre= آتشک، زخم چرکین ورم دار دردناک روی آلت تناسلی، که بسیاری ازاوقات، توأمست با خیارک(Bubo) - ورم یا دُمَلی چرکین و دردناک، به شکل خیار، که در بیخ رانها پدیدار میشود – [ و نیز امروزه، بیماری واگیردار و مُهلِک ایدز، که زنان فاحشه و پسران هرزه، عامل انتقال و پرورش ویروس آن هستند. ایدز AIDS همان چهارحرف اوّل: Acquired immune deficiency syndrome به معنی «نشانگان نقص ایمنی اکتسابی» یا ضعف سیستم دفاعی بدن است، که با کوچکترین میکروبی حتی مثل سرماخوردگی، ممکن است بیمار، جان خود را از دست بدهد!] و (نیز، گذشته از همۀ این بیماریهای واگیردار، گسترش فحشاء، سبب شیوع) عقیمی جوانان خواهد بود؛ و یا باید به جوانان، اجازۀ ازدواج دائم بدهیم، که این امر هم با علم به اینکه آنها «بی پول» هستند، غیرممکن است! پس فقط یک فرض باقی می ماند و آن «ازدواج موقت» برای جوانان میباشد، که ازآن در«مکتب شیعه» به «مُتعَه» (بهره مندی جنسی) تعبیر شده: Childish Marriage، یا: «ازدواج بچه گانه» (آسان و نوجوان پسند)...» (پایان گفتار «برتِراند راسل»، جامعه شناس ودانشمند انگلیسی معاصر)].

  • [مرحوم دکتر محسن شفایی، درصفحۀ332 کتاب خود (مُتعه)، باز هم چنین می نویسد]:

[«در سال 1960م تعداد ولدالزّناها (یا حرام زاده های) آمریکا - که از رابطۀ «آزاد» جنسی به دنیا آمده اند – چهارصد هزار(400,000) نفر میباشد، درحالیکه در 1928م (یعنی 32 سال قبل از آن) این رقم، سی هزار (30,000) نفر بوده است!! [که این را در حساب، «تصاعد» نامند!].

خانم M.K در مجلّۀ «بانوان آمریکا» مینویسد:

«علّت این ازدیاد (آمار فاحشه ها) ... دو امر است:

1- «آزادی» بیش از حدّ جوانان؛

2- نبودن «قانون سهل و ساده ای» که رابطۀ جنسی آنان را مشروع تلقـّی نماید.

مُشارٌاِلـَیها (خانم مورد اشاره، نویسندۀ آمریکایی) پیشنهاد شرائط «سهل و ساده ای» را برای قانون ازدواج جوانان، مینماید، که عِبارَة ٌاُخْرٰای(تعبیر دیگر) «مُتعَه»(ازدواج موقت اسلامی) است!».

(پایان نقل قول از کتاب مرحوم دکتر محسن شِفائی: «مُتعَه و آثار حقوقی و اجتماعی آن»).


 
27- جملات زیبا و خواندنی
ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: جملات زیبا و خواندنی

***جملات زیبا و خواندنی:


•    عشقی که با یک لبخند آغاز می شود، با یک اَخم پایان می پذیرد!


•    مبادا گـُل، ما را از گـُلکار غافل کند!


•    اگر سَعیت این باشد که خود را نشان دهی حتماً از نشان می افتی!


•    آری! مراقب باشید که بر غنچۀ وجودتان و گـُل زندگیتان پروانۀ عاشق بنشیند؛ نه مگس های آلوده!! کدام مگس را دیده ای که به یک طعمه و طعام، استوار و پایدار بماند؟ نه سایۀ سرو ماندگار است و نه سراب آبنما و نه اُنس مگس به آنچه به آن می نشیند!!


•    ژول سیمون: مردمی که برای بار دوّم به ازدواج مبادرت می کنند، می خواهند ضمناً از همسر اوّل خود تشکر نمایند، زیرا این تَجَرّی (=جرأت ورزیدن) و اقدام آنها کاشف از سعادت و لذت ازدواج اوّلی آنان است (از کتاب عقاید و آراء بشر در امور جنسی).


 
26- احکام ازدواج موقت
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: احکام ازدواج موقت ، بی گناهی فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه قاجار ، بی گناهی شاه سلطان حسین صفوی شهید(ره)

***احکام ازدواج موقت:


1- صِحّت ازدواج موقت وابسته به دو رُکن «تعیین مدّت عقد» و «مقدار مَهریّه» می باشد.


2- مدت عدّه در این ازدواج [در فرض دخول، دو حیض و اگر حیض نمی بیند] 45 روز است [یعنی اگر دخول صورت گرفته باشد، تا گذشت این مدّت زمان، نمی تواند با مرد یا پسر دیگری ازدواج کند. البته اگر زن به سنّ یائسه رسیده باشد – یعنی دیگر از دیدن حیض ناامید و مأیوس باشد – عدّه ندارد – چون دیگر احتمال بچه دار شدنش نمی رود.
البته اگر شوهر – حتی در ازدواج موقت – بمیرد، زن – حتی اگر یائسه یا صغیره هم باشد – باید عدّۀ وفات را نگه دارد؛ یعنی چهارماه و ده روز ازدواج نکند – حتی اگر شوهر با او نزدیکی (دخول) هم نکرده باشد – و در فرض مرگ شوهر، اگر زن حامله باشد، باید «اَبعَد الاَجَلـَین» (= طولانی ترین دو مدّت: زاییدن و گذشتن 4 ماه و 10 روز) را عدّۀ وفات نگه دارد – رساله های توضیح المسائل، احکام عدّۀ زنی که شوهرش مرده].


3- ازدواج موقت طلاق ندارد و پس از پایان مدت [یا بخشیدن آن توسّط مرد] زوجین نامحرم می شوند.


4- از همدیگر ارث نمی برند و زن، نفقه [حقّ خرجی و خوراک و پوشاک] و مسکن ندارد.


5- شاهد بر عقد نمی خواهد.


6- فرزند متولد شده حلال زاده، فرزند پدر بوده و نفقه بر عهده پدر می باشد.


7- اگر زن و مرد نتوانند صیغه را به عربی بخوانند [و نتوانند وکیل برای خواندن آن بگیرند، پس خودشان] به هر لفظی (حتی فارسی) که صیغه را بخوانند صحیح است، به شرط اینکه لفظی بگویند که معنی صیغۀ «زَوَّجْتُکَ نـَفـْْسی فِی المُدَّةِ المَعلومَةِ عَلـَی المَهرِ المَعلومِ» (از جانب زن: «خود را به زنی تو در آوردم، در مدّت مشخّص شده و معیّن، و در مقابل فلان مبلغ جزئی» (هرچند به بهای چند دانه خرما باشد) (و از جانب مرد: ) «قـَبـِلـْتُ» («من هم قبول کردم») را بفهمانند و قصدشان این باشد که زن، خود را، زن شوهر قرار داده با مدت و مَهر معیّن؛ و مرد نیز، زن بودن او را (با آن شرایط) برای خود قبول کرده باشد.

 

[8- اگر مرد، مدّت باقیماندۀ صیغه را به زن ببخشد (= اِبراء کند)، چنانچه با زن، نزدیکی (دخول آلت مردانه در آلت زنانه، ولو بقدر ختنه گاه) داشته، باید تمام مَهر را به زن بدهد؛ ولی اگر نزدیکی نکرده، فقط باید نصف مَهر تعیین شده را به زن بپردازد.


9- اگر هنوز مدّت ازدواج موقت تمام نشده و یا هنوز مرد باقیماندۀ مدّت را نبخشیده، عقد ازدواج دائم بخوانند، عقد دائم باطل است (زیرا عقد باید بین دو نامحرم و غیر همسر باشد؛ و تا آنها همسر و زوج یکدیگر هستند – و لو با عقد موقت – نمی توانند عقد دائم یا موقت دیگری بخوانند؛ و اگر بخوانند باطل است).


10- اگر زن یا دختری را برای خود عقد کند، دائمه باشد یا صیغه، تا وقتی که در عقد او باقی است (و نیز در ایّام عدّۀ او، بنا بر احتیاط) نمی تواند با خواهر او ازدواج (موقت یا دائم) نماید (توضیح المسائل مرحوم آیت الله بروجردی، دو مسألۀ 2399  و 2400).


11- اگر زنی بگوید: «در عدّه نیستم»، چنانچه مورد اتهام نباشد (مثلاً فاحشه یا معروف به دروغ گویی نباشد)، قول او به اِجماع فقهاء شیعه پذیرفته است.


12- اگر زن بگوید: «یائسه هستم» (یعنی:چون دیگر حیض نمیبینم و بچه دار نمیشوم، عدّه ندارم و لذا قبل از گذشتن ایّام عدّۀ شوهر سابقم، میتوانی به من دخول کنی)، نباید حرف او را قبول کرد؛ ولی اگر بگوید: «شوهر ندارم» حرف اوقبول میشود(توضیح المسائل مرحوم آیت الله بروجردی، مسألۀ 2465).


13- بنابر مشهور فقهاء شیعه، تعداد زنانی که میتوان مُتعه نمود، هیچ حدّ و حَصری (شمارشی) ندارد، بر خِلاف نِکاح دائم – که اِجماعاً عقد دائم با بیش از چهار زن، حرام و باطل است (رجوع شود به فصل سوّم کتاب نِکاح «عُروَة الوُثقیٰ»، از مرحوم آیت الله سیّد کاظم یزدی؛ و شرح آن: «مُستَمسَکُ العُروَة» از مرحوم آیت الله سیّد محسن حکیم، ج14/ص95). پس برخی نویسندگان مُغرِض غربی یا غرب زده، که نسبت به بعضی از سلاطین شیعه – مثل شاه سلطان حسین صفوی شهید، فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه قاجار – رَحمَة ُاللهِ علـَیهـِم – که زنان بی سرپرست و بی سرپناه را به عقد نِکاح مُنقطِع (مُتعَۀ 99 ساله یا صد ساله و بالاتر...) در می آوردند و آنها را درون حرمسرای خود پناه و جا و مکان داده، و بهترین امکانات زندگی را برای آن زنان فقیر و گاه بیمار، فراهم می کرده اند – چنان نویسندگانی که به این پادشاهان هتّاکی نموده اند، از اهداف دلسوزانۀ این سلاطین بی خبر بوده و هیچگونه اطّلاعی نداشته اند؛ یا آنکه از روی دشمنی با سنت حَسَنۀ مُتعه، و یا اساساً ضدّیّت و عِناد با تشیّع، به این پادشاهان شیعه حمله ور شده و دروغ به هم بافته اند!...


 
25- خود ارضائی آفت روابط صحیح خانوادگی و شادابی اجتماعی - سفارش به زنان بیوه
ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سفارش به زنان بیوه ، خودارضایی و سنگینی گناه آن

***خود ارضائی آفت روابط صحیح خانوادگی و شادابی اجتماعی:


کسانی که به این بیماری مبتلا هستند، پس از ازدواج نزاع و درگیریها یی در زندگی مشترک پیدا می کنند و چون نه زن و نه مرد هیچ یک نمی توانند مشکل خود را با دیگران مطرح کنند؛ بیشتر این اختلافات باقی میماند، در نتیجه زوجین همیشه با دید تنفـّر و انزجار به همدیگر می نگرند و منجر به قهرهای طولانی می شود.
چون یکی از دو همسر مشکل داشته است، طبعاً برای خود یا همسرش مشکلاتی را می آفریند. طبق بررسی ها در بسیاری از مفاسد همسران یا ازدواج های مجدّد یا طلاق ها و برخی مشکلات اجتماعی دیگر، سابقۀ ابتلاء زوجین به خود ارضائی جزو علل و عوامل اصلی بوده است و جامعه از نشاط و شادابی و طراوت خالی شده و افراد در زوایای مختلف، ناهمگونی داشته و زمینۀ از بین رفتن مصونیت و امنیت افراد، فراهم خواهد شد.
نباید از نظر دور داشت، بخشی از صفا و صمیمیت در محیط خانه، به ارضاء غریزۀ جنسی زوجین بستگی دارد که افراد مبتلا به این بیماری از آن محروم اند و در نتیجه مستعّد درگیری و اختلاف میباشند.
صرف وقت فراوان جوانان در کوچه و خیابان با اهداف خیالی، ردّ و بدل کردن نامه، عکس و هدیه ها، آبروریزی های خانوادگی، اختلاف پسرها و دخترها با اولیاء و عدم رغبت آنان به کنترل توسعه و روابط غیراخلاقی میان پسرها و زنان همسردار و... در موارد فراوان ریشه در این عادت شوم دارد.
این گونه افراد قبل از همۀ این مفاسد، به دام این مرض هولناک افتاده و سپس زمینۀ انحرافات دیگر برایشان فراهم شده است؛ تا آنجا که حتی مَحارِم و اَهل خانواده نیز از گزند آنان در امان نمانده اند.

نتیجه: با عمل به سنّت پیامبر(ص) (ازدواج موقت) مشکلات فراوانی حلّ می شوند. با توجه به راه های پیشنهادی برای کنترل و جلوگیری از غرایز و روشهای پیشگیری از استمناء، انصافاً آیا جز ازدواج موقت چاره ای می باشد؟
خیلی از مردها بخاطر عدم رضایت همسرشان به متعه و ازدواج موقت، از آن روگردان می باشند (تحقیق و پرسش افرادی که بالای 40سال سن دارند، درخصوص علت عدم ازدواج؛ که مخالفت همسرشان را عامل می دانند!!).

سفارش به زنان بیوه:

ازدواج موقت آنان، نجات خودشان از انحراف، وجوانان از خودارضائی است.


 
24- راههای درمان استمناء (18 تا 20) و سه توصیه
ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: راه های درمان استمناء ، توبه از گناهان گذشته

 

 

(ادامۀ راههای درمان بیماری استمناء)


18- حدّ اقلّ استفاده و پرهیز از غذاهای مُحرِّک [مثل: خرما، گردو، پیاز، فلفل، ماست، گلاب، شیرینی و...].


19- [هیچوقت بیکار نمانید و اگر بیکار شدید، هرگز از مطالعه و سرگرمی های مفید، که فکر و اعصاب شما را مشغول و سرگرم خود میسازند، جدا نشوید].


20- توبه کنید؛ و اطمینان از قبولی توبه، بزرگترین عامل و دلگرمی برای آغاز حرکت نو می باشد. گناه، هر چه باشد، نباید احساس بی ارزش بودن و ناامیدی به فرد گناهکار بدهد. چون ناراحتی از گناه به مفهوم پایان فرصت ها و نابودی نیست و به یاد داشته باشیم:

 

[قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ - عُیونُ أخبار الرِّضا علیه السّلام، شیخ صدوق، ج‏2، ص74‏، حدیث 347]
یعنی: «شخص توبه کننده مانند شخصی است که اصلاً گناه نکرده است» [به شرط آنکه مربوط به حقّ النّاس نباشد].

اگر شخص از گناه خود می ترسد، باید از بالاترین گناه که یأس و نا امیدی است، بترسد.


***چند توصیه:


1- ارتباط با یک مربی و درمانگر کارآزموده را قطع نکنید.


2- [چون ازدواج دائم، در این زمانه، مواجه با مشکلات فراوان و موانع دست و پاگیری شده، لا اقلّ برای ازدواج موقّت] اقدام کنید.


3- اگر از این بیماری (خود ارضائی) رنج می برید و ترک آن سخت است، نسبت به درمان تدریجی آن نگران نباشید و برنامه های درمان را رها نکنید.


 
23- راههای درمان استمناء (15 تا 17)
ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: راه های درمان استمناء ، معاشرت با نامحرم ، تلویزیون، یا جعبۀ شیطان!! ، خلوت با نامحرم

(ادامۀ شمارۀ 21 وبلاگ؛ راههای درمان بیماری استمناء)


15- از مشاهدۀ اعمال و رفتار و گفتار زوج های جوان [و نیز سریال ها و برنامه های تحریک کنندۀ صدا و سیما، و گویندگان و هنرپیشه های گستاخ و بی ادب زن و دختر آنها] خودداری کنید.
[یکی از نویسندگان، در این رابطه می گویند:
«تلویزیون را بایستی جعبۀ جادو و به عبارت بهتر، جعبۀ شیطان نامید؛ زیرا هر دروغ، فتنه و فسادی برخاسته از این اسلحۀ الکترونیکی و شیاطین هدایت کنندۀ آن است. ریشۀ بسیاری از جنگ ها، دعواها، نزاع ها، حسادتها، چشم و هم چشمی ها، بی ادبی ها، رَذالتها، ... چشم چرانی ها و تحریکات شهوانی، همه و همه در همین «جعبه شیطان» (= تلویزیون) نهفته است!! جادو و طلسمات شیطان است و کادو و سوغات غربیان!! ... ».



16- از معاشرت و سخن گفتن با جنس مخالف، حتی کودکان جذاب و خوش سیما دوری کنید.
[رسول خدا(ص) می فرمایند:
«مَنْ فاکَهَ امْرَأَةً لا یَمْلِکُها حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَهٍ کَلَّمَها فِی الدُّنیا اَلْفَ عامٍ فِی النّارِ...»
«هر کس با زن نامحرمی با شوخی سخن بگوید، برای هر کلمه ای که با او در دنیا سخن گفته، هزار سال در جهنم زندانی خواهد شد»
ثوابُ الأعمال و عِقابُ الأعمال، شیخ صدوق، عربی، ص: 283 ؛ ترجمۀ علی اکبر غفارى، ص: 652].


17- با نامحرم در یک اتاق – وَ لو برای خواندن دعا - خلوت نکنید [و حتی در اداره ای که گاه چنین وضعی رخ میدهد کار نکنید و هرگز آنجا استخدام نشوید، زیرا:
امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرموده اند:
«لا یَخْلُو بِامْرَأَهٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأهٍ الّا کانَ الشًّیطانُ ثالِثَهُما»
«هیچ مردی با زنی(نامحرم) خلوت نکند؛ اگر مردی با زن بیگانه ای خلوت کند، سوّمین ایشان شیطان است!» (مُستدرَک الوسائل،محدّث نوری،14/265)].


 
22- عذاب‌ زنان بی حجاب،‌ بد حجاب، نافرمان یا بد اخلاق، در احادیث معصومین(ع)
ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: عذاب‌ زنان بی حجاب،‌ بد حجاب، نافرمان یا بد اخلاق ، حجاب و ضرورت آن برای بانوان و دختران ، حکم پوشیه یا روبنده

***[کیفیّت‌ عذاب‌ زنان بی حجاب،‌ بد حجاب، نافرمان یا بد اخلاق، در احادیث اهل بیت(ع)]:



*اصناف‌ زنان‌ گناهکار وعذاب‌ آنها در حدیث‌ معراج‌:



[شیخ صدوق (فوت:381ق)‌ از حضرت عبدالعظیم‌ حسنی (س)‌، از حضرت امام جواد(ع) از پدرش‌ حضرت‌ امام رضا(ع) از پدران گرامیش‌ از أمیرالمؤمنین‌ (صلواتُ اللهِ‌ عَلَیهِم‌ أجمَعینَ)‌ روایت‌ می کند که‌ فرمود:
((من‌ و فاطمه‌ بر رسول‌ خدا (صَلَّی‌ اللهُ‌ عَلَیه‌ِ وَآلِهِ‌ وَسَلَّمَ)‌ وارد شدیم‌، و دیدیم‌ که‌ به‌ شدّت‌ گریه‌ می‌ کند. من‌ عرض‌ کردم‌: پدرم‌ و مادرم‌ فدای‌ تو باد ای‌ رسول‌ خدا! چرا گریه‌ می‌ کنی‌؟! رسول‌ خدا فرمود: ای‌ علی‌! در آن‌ شبی‌ که‌ مرا به‌ معراج‌ به‌ آسمان‌ بردند، زنانی‌ از امّت‌ خود را در عذاب‌ سختی‌ (در صحنۀ آیندۀ جهنّم) مشاهده‌ نمودم‌، و از وضعیّت‌ آنها(در قیامت) ملول‌ وناراحت‌ شدم‌؛ و اینک‌ از شدّت‌ عذابی‌ که‌ بر آنها دیده‌ام‌ به‌ گریه‌ درافتاده ام‌!
(1) زنی‌ را دیدم‌ که‌ به‌ موهای‌ سرش‌ در دوزخ‌ آویزان‌ بود، و مغزش به‌ جوش‌ وغَلَیان‌ آمده‌ بود!
(2) زنی‌ را دیدم‌ که‌ به‌ زبان‌ خود آویزان‌ بود، و حمیم‌ (آب‌ داغ‌ جهنّم)‌ در حلقوم‌ او فرو میریخت‌!
(3) زنی‌ را دیدم‌ که‌ به‌ دو پستان‌ خود آویزان‌ بود!
(4) زنی‌ را دیدم‌ که‌ گوشت‌ بدن‌ خود را می خورد، و آتش‌ از زیرش‌ افروخته‌ می‌ شد!
(5) زنی‌ را دیدم‌ که‌ دوپایش‌ به‌ دو دستش‌ بسته‌ شده‌ بود، و مارها و عقرب‌ها بر او مسلّط‌ بودند!
(6) زنی‌ را دیدم‌ که‌ کور و کر و لال‌، در صندوقی‌ از آتش‌ بود، و مغز سرش‌ از دو سوراخ‌ بینی‌ اش‌ خارج‌ می ‌شد، و بدن‌ او از مرض‌ پیسی‌ و مرض‌ خوره‌ تکّه‌ تکّه‌ شده‌ بود!
(7) زنی‌ را دیدم‌ که‌ به‌ دو پایش‌ در تنوری‌ از آتش‌ آویزان‌ بود!
(8) زنی‌ را دیدم‌ که‌ گوشت‌ بدنش را از جلو و عقب‌ با قیچی‌ هایی‌ از آتش‌ می‌ بریدند!
(9) زنی‌ را دیدم‌ که‌ صورت‌ و دو دستش‌ در آتش‌ میسوخت‌؛ و خودش، اَمعاء (= روده‌ های)‌ خود را می ‌خورد!
(10) زنی‌ را دیدم‌ که‌ سرش‌ سر خوک‌، و بدنش‌ بدن‌ خر بود؛ و در هزار هزار گونه‌ عذاب‌ فرو رفته‌ بود!
(11) زنی‌ را دیدم‌ که‌ بر شکل‌ سگ‌ بود، و آتش‌ از دُبُر (باسن او)‌ داخل‌ و از دهانش‌ خارج‌ می‌ شد؛ و ملائکۀ عذاب‌ سر او و بدن‌ او را با گرزهای‌ آتشین‌ می ‌زدند!
فاطمه‌ (سَلامُ الله‌ِ عَلَیها) گفت‌: ای‌ حبیب‌ من‌! و ای‌ روشنی‌ و تازگی‌ بخش‌ نور چشم‌ من‌! ای‌ رسول‌ خدا! اعمال‌ و کردار این‌ زنان‌ چه‌ بوده‌، که‌ خداوند اینگونه‌ عذاب‌ را برای‌ آنها مقرّر فرموده‌ است‌؟ رسول‌ الله‌(ص) فرمود: ای‌ دختر من‌!
(1) آن‌ زنی که‌ به‌ مویش‌ آویزان‌ بود، زنی‌ است‌ که‌ موی‌ خود را از مردان‌ نمی ‌پوشاند.
(2) آن‌ زنی‌ که‌ به‌ زبانش‌ آویزان‌ بود، زنی‌ است‌ که‌ شوهر خود را اذیّت‌ می‌ کند.
(3) آن‌ زنی‌ که‌ به‌ پستانش‌ آویزان‌ بود، زنی‌ است‌ که‌ از رفتن‌ به‌ فِراش‌ و هبستری با شوهر خود، خودداری‌ می‌ کند (= تمکین نمی کند).
(4) آن‌ زنی‌ که‌ گوشت‌ بدن‌ خود را می خورْد،‌ زنی‌ است‌ که‌ بدن‌ خود را برای‌ مردم‌ زینت‌ می ‌کند.
(5) آن‌ زنی‌ که‌ دو پایش‌ به‌ دو دستش‌ بسته‌، و مارها و عقرب‌ها بر او مسلّط‌ شده‌ بودند، زنیست‌ که‌ آب‌ وضویش کثیف‌ است‌، و لباسش‌ کثیف و نجس‌ است‌، و از جَنابَت‌ و حیض‌ غسل‌ نمیکند، و خود را پاکیزه‌ و نظیف‌ نمیدارد، و نماز را سبک‌ می شمارد.
(6) آن‌ زنی‌ که‌ کور و کر و لال‌ بود، زنی‌ است‌ که‌ از زنا بچّه‌ می زاید و آن‌ بچّه‌ را به‌ شوهرش‌ نسبت‌ می دهد.
(7) آن‌ زنی‌ که‌ به‌ دو پایش‌ آویزان‌ بود،‌ زنی‌ است‌ که‌ بدون‌ اجازۀ شوهرش‌ از خانه‌ بیرون‌ می ‌رود.
(8) آن‌ زنی‌ که‌ گوشت‌ بدنش را با قیچیها میبُریدند، زنی‌ است‌ که‌ خود را بر مردان‌ عرضه‌ می‌ دارد.
(9) آن‌ زنی‌ که‌ گوشت‌ صورت‌ و بدنش‌ می ‌سوخت‌ و امعاء و روده‌های‌ خود را می ‌خورد، زنی‌ است‌ که‌ واسطۀ عمل‌ نامشروع‌ بین‌ دو نفر می ‌گردد.
(10) آن‌ زنی‌ که‌ سرش‌ همچون‌ سر خوک‌ و بدنش‌ همانند بدن‌ الاغ بود، زنیست‌ که‌ سخن‌ چینی‌ می کند، و دروغ‌ زن‌ و دروغ‌ پرداز است‌.
(11) آن‌ زنی‌ که‌ بر شکل‌ و صورت‌ سگ‌ بود و آتش‌ از دُبُرش‌ (= از باسنش) داخل‌ و از دهانش‌ خارج‌ می‌ گردید، زن‌ آوازه‌ خوانی‌ است‌ که‌ در مجالس‌ شادی (مثل مولودی و عروسی و پارتی ها) و مجالس غم (مثل مجالس نوحه خوانی آلوده به غِناء) آواز می خواند، و نیز حسادت‌ می ‌ورزد.
و سپس‌ رسول‌ خدا (صَلَّی الله‌ُ عَلَیهِ‌ وَ آلِهِ‌ وَ سَلَّمَ)‌ فرمودند:
وَیْلٌ لِامْرَأَةٍ أَغْضَبَتْ زَوْجَهَا، وَ طُوبیٰ‌ لِامْرَأَةٍ رَضِیَ عَنْهَا زَوْجُهَا = وٰای بر زنی که شوهر خود را – با حرف یا عمل غیر منطقی - عصبانی کند و خوشا بحال آن زنی که شوهرش از او – در انجام وظایف زناشویی و خانه داری – راضی و خوشنود باشد!)).
- مدارک حدیث شریف معراج:
*عُیُونُ اَخبارِ الرِّضا (عَلَیهِ السَّلامُ)، تألیف مرحوم شیخ صدوق (ره) - درگذشته بسال 381 ق – متن عربی: ج2/ ص10و11؛ ترجمۀ شادروان علی اکبر غفاری: ج1/ ص663-666.
*بِحارالاَنوار، تألیف مرحوم علاّمۀ مجلسی (ره) - درگذشته بسال 1110 ق، ج 8/ ص309.
*حیات القلوب (به زبان فارسی)، تألیف مرحوم علاّمه مجلسی (ره)، ج 2 / ص 292].


[*نیز شیخ صدوق(ره) در «مَن لایَحضُر»این روایت عجیب و جالب را در پیشگویی زمان ما نقل کرده:
 رَوَى الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ:«یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَاقْتِرَابِ السَّاعَةِ - وَهُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ - نِسْوَةٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ [کاسیاتٌ عاریاتٌ خ ل] مُتَبَرِّجَاتٌ، مِنَ الدِّینِ [خارجاتٌ خ ل]، فِی الْفِتَنِ دَاخِلَاتٌ، مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ،مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ، مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ، فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ!»‏
= اَصبَغ بن نـُباتـَه گوید: از امیرمؤمنان علیه السّلام شنیدم که می فرمود: «در آخر الزّمان نزدیک بقیامت – که بدترین زمانها است - زنانى ظاهر شوند بى ‏حجابان برهنگان (کاشفاتٌ عاریاتٌ) [در نسخۀ بَدَل: کاسیاتٌ عاریاتٌ = پوشیدگانی که برهنه اند! – مانند جامعۀ امروز ما، که برهنگی از پوشیدن برخی مانتوها و لباسهای تنگ یا جلب توجّه کننده بهتر است]، آرایش کنندگان و اظهار کنندگان زینتهایشان، بیرون روندگان از دین، داخل ‏شوندگان در آشوبها و فتنه ها، مُتمایلان به شهوات و مسائل جنسى، شتاب‏ کنندگان به سوى لَذّات و خوشگذرانی ها، حلال شمارندگان مُحَرَّمات الهى، و وارد شوندگان در دوزخ جاودان!»
(فقیهُ مَن لا یَحضُرُهُ الفقیهُ، شیخ صدوق، ترجمۀ علی اکبر غفارى، ‏5/21، حدیث ش4374)؛ تطبیق با: مُنتخَبُ الأثر،آیت الله صافی گلپایگانی،ص426].


[*نیز همانجا(ص23،ش4377) روایت کرده است:
وَ قَامَ النَّبِیّ ُ(ص) خَطِیباً فَقَالَ: «أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ!»؛ قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟! قَالَ: «الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ!»
= رسول خدا (صَلّى اللَّهُ علَیهِ و آلِه) سخنرانى کرد و فرمود: «اى مردم شما را زنهار میدهم از خَضراء الدِّمَن!(علفهائى که در زباله دان میرُویَند = سبزۀ مَزبَله)؛ پرسیدند یا رسولَ اللَّه مراد از خَضراء الدِّمَن چیست؟ فرمود: زن خوشگل و خوش سیمایی است که در خاندانى پست تولّد یافته باشد!»].


[*نیز علیّ بن ابراهیم قمّی(ره) در تفسیر خود (نشر دار الکتاب قم، سال 1367ش، ج‏2/ص305) حدیثی مفصّل روایت نموده، که پیامبر اکرم(ص) در ضمن توصیف علائم آخِر الزّمان برای جناب سلمان فارسی (سلامُ اللهِ عَلَیه) در بخشی از آن فرموده اند:
«...وَ لَتَرْکَبَنَّ ذَوٰاتُ الفُرُوجِ السُّرُوجُ؛ فَعَلَیْهِنَّ مِن اُمَّتی لَعنَة ُاللهِ!...»
«...و زنان بر زین ها (= مَرکَب ها، اسب، دوچرخه، موتور، ماشین و...) سوار شوند؛ که بر این گروه از زنان امت من لعنت خدا باد!...»].


[در حدیث دیگری، پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«إذا رَأیتُمُ اللّاتی عَلیٰ رُؤوسِهِنَّ مِثلُ اَسنِمَةِ البُعرانِ [البُختِ العِجافِ – خ ل]، فاعلَمُوا أنـَّهُم لا تُقبَلُ لَهُنَّ صَلاةٌ! [لا یَجِدنَ ریحَ الجَنـَّةِ؛ فـَالْعَنوهُنَّ فإنـَّهُنَّ ملعوناتٌ! – خ ل]»
«هرگاه دیدید زنان و دخترانی (از امّت من) را که موهای بالای سر ایشان مانند کوهان شتران [یا: شتران لاغر – خ ل] انباشته شده (برای جلب توجّه مردان و پسران)، پس بدانید که چنین زنان و دخترانی، نمازشان مقبول درگاه خدا نیست؛ [و بوی بهشت را نخواهند شنید؛ پس ایشانرا لعنت کنید که ملعونات هستند!-خ ل]» (کَنزُ العُمّال، متّقی هندی، ج16/ص392؛ و صحیح مسلم، 6/168؛ حجاب در اسلام، تألیف قوام الدّین وشنَوی قمی، ترجمه: احمد محسنی گرَکانی، ص219)].


[پوشاندن چهره و صورت زنان با پوشیه یا روبند یا روبنده – که در عهد قاجار و صفویّه مرسوم بوده – نه تنها مطابق فتوای جمعی از فقهاء بزرگوار بوده، بلکه حتی پیش از ورود دین مبین اسلام نیز در میان ما ایرانیان مرسوم بوده و شرافت و نجابت یک زن را نشان می داده است؛ چنانکه فردوسی گوید:


منیژه منم دُختِ افراسیاب
برهنه رُخَم را ندید آفتاب!


(شاهنامه، بیت ش 16645، ص459)


«و سبب آن این بود که قدیمی ها خوب میفهمیدند که بیشترین تحریک جنسی در مردان و پسران، بر اثر دیدن چهرۀ زنان و دختران است؛ یعنی حتی اگر زن یا دختری چادر کامل به سر داشته باشد ولی چهرۀ او نمایان باشد، مرد یا پسر با دیدن آن چهره، ممکن است در فکر خود، او را برهنه تصوّر کند و خیالات شهوانی در مورد او بنماید؛ حال آنکه اگر چهرۀ آن دختر یا آن زن پوشیده بود، هرگز کسی نمی توانست به راحتی، تصوّر شهوت انگیزی در مورد او داشته باشد! این یعنی تمرکز تحریکات و تصوّرات شهوانی در صورت و چهره. و امّا دستها، پس هیچ شکّی نیست که لطافت پوست دست زنان و دختران، باز هم برای مردان و پسران، تحریک کننده است؛ حتی اگر فقط نگاه ایشان به دست های یک زن یا دختر بیفتد! پس خردمند با انصاف کسیست که بپذیرد که فتوای جمعی از فقهاء سَلَف (= گذشته) به وجوب پوشاندن دست و صورت بر زنان و دختران، همانند سنّت و آداب پر نکتۀ گذشتگان ما، بی دلیل نبوده و عقل و تجربۀ ایشان بیش ازما بوده است...»


 
21- راه های درمان استمناء (1 تا 14)
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: راه های درمان استمناء ، دمر خوابیدن ، گناه نگاه شهوت آلود ، لباس تنگ و چسبان

***راه های درمان استمناء:


1- سعی کنید در مکان های خلوت و تنها نمانید. تنهائی، عامل مهمی برای تحریک این عمل می باشد.


2- در کنار پرهیز از تنهائی، برنامه ریزی لازم برای گسترش ارتباط سالم با دوستان سالم و شایسته بجای افراد ناصالح.


3- برای کسب موفقیت در امر ارتباط سالم، اگر کار یا مسئولیتی که توان انجام آن را دارید به شما پیشنهاد شد، بپذیرید. در مساجد و جلسات دینی و مجالس مذهبی شرکت کنید...


4- مرتب به خود (تلقین کرده) بگویید: «من می توانم این عمل را ترک کنم!».


5- توجه به معنویت، شرکت در نماز جماعت و مراسم اهل بیت، سحرخیزی و کم خوری، خواندن سوره های مُعَوِّذَتَین (پناه دهندگان از شرّ جنّ و انس؛ دو سورۀ آخِر قرآن کریم: قـُل اَعُوذُ برَبِّ الفلق... و قل اَعوذُ بربِّ النّاس...) و روزۀ مستحبّی.


6- افکار جنسی را به ذهنتان خطور ندهید، به خصوص موقع خواب.


7- تنبیه بدنی، مثلاً کِش نازکی را به مچ دست بندید و هنگام تحریک آن را بکشید و رها کنید که این عمل برای از بین بردن تحریک و ترک عمل مؤثر است.


8- هیچ گاه در حمّام کاملاً عریان نشوید و به اندام جنسی خود در آینه نگاه نکنید.


9- برای نظافت موهای زاید بدن هرگز از تیغ و صابون استفاده نکنید. حَتـَّی الإمکان با فاصلۀ زمانی بیشتری، موهای زاید بدن را ازاله کنید.


10- از نگاه به مواضع جنسی و برجستگی های بدن دیگران (حتی از روی لباس) بپرهیزید.


11- هنگام خواب، زیاد شکم خود را از غذا پر نکنید و از نوشیدن افراطی آب و مایعات بپرهیزید.


12- هرگز به رو (دَمَر) نخوابید.
[دَمَر خوابیدن نه تنها تحریک کنندۀ شهوت و آلت تناسلی است، بلکه به قلب، ششها، قفسۀ سینه و گردن، فشار می آورد، و در شرع اسلام این نحو خوابیدن مکروه است؛ چنانکه امام حسن عسکری(ع) در حدیثی برای احمد بن اسحاق بیان داشته اند که: إِنَّ نَوْمَ الْأَنْبِیَاءِ عَلَى أَقْفِیَتِهِمْ وَ نَوْمَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى أَیْمَانِهِمْ وَ نَوْمَ الْمُنَافِقِینَ عَلَى شَمَائِلِهِمْ وَ نَوْمَ الشَّیَاطِینِ عَلَى وُجُوهِهِم‏= خوابیدن پیغمبران (ع) بر پشت و خوابیدن مؤمنین بجانب راست و خوابیدن منافقین بجانب چپ و خوابیدن شیاطین به رو افتاده و دمر است - اصول کافى، شیخ کلینی، ترجمه مصطفوى، ج‏2/ ص448.
البتّه به اِجماع و اتّفاق فقهاءِ شیعه، دَمَر خوابیدن به رو، برای معاشقه یا مُجامَعَت مشروعه و حلال، یا بجهت عذری دیگر، کراهتی ندارد؛ و روایات کراهت، ناظر به مواردی است که آدمی بدون عذر و یا از روی عادت زشتی که دارد، دمر بخوابد].


13- از پوشیدن لباس های تنگ و چسبان اجتناب کنید.
[امام حسین(ع) می فرمایند:
«لباس کوتاه و چسبان، لباس اهل ذلت (= پستی و خواری) است»(ثَوبُ المَذَلَّة) (تاریخ الاُمَم و المُلوک، طبری،چاپ استقامت قاهرۀ مصر،4/245، و چاپ دار المعارف مصر، طبع دوّم، 5/451؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، طبع بیروت - 1385ق، 4 / 77؛ نَفَس المَهموم، مُحدِّث قمی(ره)، ص224و225).
فقهاء شیعه، پوشیدن لباسی را که تنگ و چسبان باشد و حجم عَورَتین مرد و زن و یا حجم رانها و سینه و پستان های زنان را نمایان سازد، بالإجماع حرام می دانند. بلکه پوشیدن لباسهای بیش از اندازه کوتاه، که افزون بر اندازۀ متعارف، بازوان یا کمر یا شکم یا سینۀ پسران و مردان از آن بیرون بماند و کلاًّ هر لباسی که مُنافی با حیا و عفت مردان نیز باشد، به اِجماع فقهاء شیعه حرام است. بلی، پوشیدن پیراهن آستین کوتاه برای مرد و پسر، اگر به اندازۀ متعارف باشد، هیچ اشکالی ندارد و شرعاً جایز است].


14- از نگاه به تصاویر و فیلم ها و لباسهای جنس مخالف، خودداری کنید.
[رسول خدا ـ صَلَّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«مَنْ مَلَأَ عَیْنَیْهِ مِنِ امْرَأَهٍ حَراماً حَشاهُمَا اللهُ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ القِیامَةِ بِمَسامیرَ مِنْ نارٍ وَ حَشاهُما ناراً حَتّی یَقْضِیَ بَیْنَ‌ النّاسِ؛ ثُمَّ یُؤمَرُ بِه اِلَی النّارِِِ»
= «آنکه چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قیامت، خداوند چشمانش را با میخ های آتشین و از آتش پر خواهد کرد، تا وقتی که به حساب مردم رسیدگی فرماید، سپس امر می شود که او را به جهنم ببرند» - ثواب الاعمال و عِقابُ الأعمال، شیخ صدوق، ص 338]‌.

(ادامه در شمارۀ 23 وبلاگ)


 
20- درمان خود ارضائی
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: درمان خود ارضائی

***درمان خود ارضائی:


بیشترین آسیبهای این بیماری، ضعف در چشم، لاغری صورت، ضعف اعصاب، سردرد و سرگیجه، سرماخوردگی زود به زود، کم خونی، سست شدن زانو، ضعف حافظه، اختلالات شنوائی، خواب و انزال زود رس و... برای همه مشخص است.
اگر گفته شود خود ارضائی امری است که خود به خود یا به وسیلۀ ازدواج درمان خواهد شد، تصور غلطی می باشد.
نخستین گام درمان این عادت شوم، اعتقاد و ایمان به قابل درمان بود آن و دوری از نا امیدی است و مهمترین عامل برای درمان، اراده و خواست فرد میباشد و اراده، تقویت شدنی بوده و آن این است که بر خلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد. انحراف با فطرت سازگار نیست و به همین علت است که فرد مبتلا در عمق وجودش نادم است و راهی به سوی پاکی و رهائی می جوید و در دوران جوانی، انسان در هیچ زمینه ای تا این اندازه آسیب پذیر نیست، از این رو باید به پیشگیری بیشتر از درمان توجه داشت.


 
19- فقدان ازدواج موقت، عامل طغیان آمار استمناء - سنگینی گناه خود ارضائی
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: فقدان ازدواج موقت، عامل طغیان آمار استمناء ، خودارضایی و سنگینی گناه آن

***مشکل دانستن ازدواج موقت، عامل طغیان جنسی استمناء:


طغیان جنسی مهم ترین و پیچیده ترین مسأله ای است که اکثر مردم (خصوصاً نسل جوان) با آن در گیر هستند و این عامل زیربنای انحراف جنسی و روحی است. در جوانی که میل نفسانی انسان در اوج قدرت و شدّت است، این میل هم در کمال قدرت می باشد و محرومیت از ارضاء جنسی در ردیف مشکل ترین محرومیتها می باشد که بشر با آن مواجه است، زیرا تحمل محرومیت ارضاء غریزه که از لذّت بیشتری برخوردار است، از هر مشکلی سخت و طاقت فرساتر است و باید گفت تعدیل غریزۀ جنسی در جوانی خطر بزرگی است.
اگر هدایت جامعه بطرف ازدواج های موقت صورت نگیرد، ارتکاب به «خود ارضائی» یکی از راه های طغیان جنسی است. خود ارضائی با وجود ازدواج موقت بیراهه ای برای ارضاء میل سرکش جنسی است که نسل جوان را در معرض آسیب های جدی قرار می دهد؛ لذا نام او را بیماری نهاده اند.
دین مبین اسلام، انسان را در معرض آسیب های مثبت و منفی دنیوی اعمالش متوجه ساخته است. خودارضائی را که اسلام به شدت  نهی کرده، از آن جهت است که در قلب و دل آدمی اثری بد می گذارد. با ذکر چند روایت، شاید پدران و مادران و جوانان عزیز هم بتوانند از این گناه مُهلِک، رهائی یافته؛ و اهمیت ازدواج موقت و ضرورت آن نیز به خوبی، آشکار شود.


امام صادق (ع) می فرمایند:
«روز قیامت خداوند با شخص «خودارضاء» (النـّاکِحُ نفسَهُ = کسیکه با خود ازدواج میکند!) گفتگو نخواهد کرد و نظر رحمت به او نمی نماید!» (الخِصال، شیخ صدوق، ج 1/ص 52).
رسول خدا(ص) می فرمایند:
[«ألا لَعنَة ُاللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّاسِ أجمَعینَ...عَلیٰ... ناکِحِ یَدِهِ... وَ علىٰ رَجُلٍ تَأنـَّثَ وَ عَلَى امْرَأةٍ تَذکـَّرَتْ... وَعَلَى النّاطِقینَ أشفاراً بـِالخـَنىٰ»
=«لعنت خدا وملائکه وتمام بشر بر شخص استمناء کننده - که با دست خود ازدواج میکند!– و بر مردی که در رفتار یا گفتار، مانند زنان باشد؛ و بر زنی که در رفتار و گفتار، مثل مردان باشد؛ و بر کسانی که هر حرف پرت و پلا بر زبان آورند و سخنان زشت گویند...»](کنز العُمّال،متّقی هندی، حدیث 44057).


آیا کسانی که با سنت پیامبر اسلام(ص) مخالفت می کنند و زمینۀ ارتکاب جوانان و زنان و مردان را به استمناء و... فراهم می کنند، خداوند بر آنها لعنت نخواهد فرستاد؟!
بخاطر عدم دسترسی به ازدواج شرعی وعدم ارضاء میل جنسی در جوانان و فکر گناه، کم کم انسان به طرف گناه کشیده می شود و قلب می میرد.


امام علی(ع) می فرمایند:
[مَن کَثُرَ فِکرُهُ فی المَعاصی دَعَتـْهُ إلَیها]
«کسی که در انجام گناه زیاد فکر کند بالاخره به گناه کشیده میشود» [غـُرَرُالحِکـَم، حدیث 3443].

***و انسان به جائی قدم می گذارد که دل می میرد:

[رسول خدا(ص) می فرمایند: "گناه روی گناه، قلب را می میراند" - بحارالانوار، علاّمۀ مجلسی، ج 2، ص 128، حدیث 108].


حضرت علی(ع) می فرماید:
[لا وَجَعَ أَوْجَعُ لِلْقُلُوبِ مِنَ الذُّنُوبِ‏]
«برای دلها هیچ بیماری دردناکتر از گناه نیست» (بحار الانوار،73/342).


ترک گناه و دوری از آن به هر طریق شرعی که باشد بهترین عبادت است.


[امام صادق(ع)فرمود:] حضرت علی(ع) میفرماید:
[أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعَفَافُ]‏
«برترین عبادت، دوری از گناه (عفت) است».
[اصول کافى، ترجمه مصطفوى، ‏3/125].


پس بهتر است «عار را بخریم و نه نار را!».

اکنون، ای مسلمانان که طراوت و پاکی دین را باید در شما دید و شناخت؛ با این آسیبهائی که خوانده شد، از این به بعد چه فکری در جامعه خواهید داشت؟ آیا مروّج فرهنگ ازدواج موقت خواهید بود؟


 
18- انتقاد به نویسندگانی که با ازدواج موقت مخالفت میکنند
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: انتقاد به نویسندگانی که با ازدواج موقت مخالفند

***انتقاد به نویسندگان:


بسیاری از نویسندگان با توجه به راهیابی سی دی، اینترنت، ماهواره و... مقرّرات [و قوانین و آداب و رسوم] دست و پاگیر (و نگاه تحقیر آمیز به ازدواج موقت)، پوششهای نامناسب، آرایش های غلیظ و مدهای غربی که جوانان دختر و پسر را در خطر جدّی قرار داده و باعث تحریک غریزۀ شهوانی جوانان می شود، «رواج معنویّت در زندگی» را به عنوان داروی کنترل ارضاء شهوت به همه معرفی می نماید، درحالی که واقعیت این است که بسیاری از خانواده ها حتی از موارد جزئی شؤونات (اخلاقی و اسلامی)، اطلاعی ندارند [و از طرف دیگر، خود جوانان و نوجوانان دیندار و متدیّن نیز، غیر عامدانه، زیر فشار ناکامی غرایز جنسی و تحریک غیرعمدی شهوت و دستگاه تناسلی خودشان و احتلام ها و جنابت های مکرَّر شبانه، دست و پا میزنند]. پس با توجه به رشد غرایز جنسی و شدت آن و عدم توانائی و کمک والدین به فرزندان، با حرف نمی توان جلوی این سردرگمی و بدبختی جوانان را گرفت.
کدام پدر متدیّن است که با در نظر گرفتن عوامل و فشارهای مختلف اقتصادی، تورّم، بیکاری، [گرانی اجاره و بهای] مسکن، [سرسام آور بودن] هزینۀ ازدواج [دائم]، چشم و هم چشمی، توقعات خانوادگی، مَهریّه های سنگین، آداب و رسوم غلط [و میهمانی های پرخرج فامیلی هفتگی، پس از ازدواج] و بالا رفتن سن ازدواج، توانسته جرأت کند و به فکر تعدیل غرایز فرزندش از راه ازدواج موقت باشد؟!
چرا عده ای از پدران، نویسندگان، مسئولین و... منتظر هستند تا اتفاقی بیفتد و زنا و روابط نا مشروع [و تجاوز دسته جمعی و دیوانه وار، مانند جریان خمینی شهر و کاشمر و... در سال 1390ش] در جامعۀ مسلمانان رایج شود و بعداً اگر وقت کردند و کارائی داشتند، بتوانند چاره اندیشیده یا نسبت به سنت متعه (ازدواج موقت مشروع) کاری انجام دهند؟!
تأخیر افتادن ازدواج جوانان، خطر گسترش فحشاء و انحرافات متعدد اخلاقی را از هیچ خانواده ای دور نمیکند؛ بلکه عفت و پاکی جامعه به سرعت به خطر می افتد، تا چه وقت باید نسبت به این سنت عزیز با بی مهری و حسد زنانه برخورد شود؟!
ویل دورانت میگوید:غرایز جوانان، سالم است و زود میتواند تحت قید و بند درآید؛ ولی پدران محتاط و مادران حسود برای زن دادن به فرزندانشان نخست از درآمد میپرسند. اینها هیجان مردۀ خود را فراموش کرده اند! این بزگسالانند که خیر اجتماع را در نظر نمی گیرند و به امور طبییعی بی اعتنا می شوند و در حقیقت خود، مُشوِّق عیّاشی جوانان میشوند.
بعضی از اساتید و سخنرانان حوزه و دانشگاه بخاطر جلب مردم به خود - نه خدا - در مقابل نظر مولا علی(ع) و ائمۀ اطهار(ع) اظهار نظر می کنند و در مقام توجیه - با این تعابیر که « تا حضرت زهرا(س) زنده بود، علی(ع) ازدواج موقت یا دائم انجام نداد» - برمی آیند. مگر کسی در مقام حضرت زهرا(س) می تواند باشد که خودشان و زنانشان را با حضرت صدیقۀ شهیده(س) مقایسه میکنند؟! اُمّ البَنین (مادر حضرت عبّاس ع) شخصیت والائی داشت ولی با این حال حضرت علی(ع) همسران دیگری نیز داشتند. اگر الگوگیری می کنیم، مانند اُمّ البنین(س) باشیم که خود و فرزندانش را وقف خدمت به دین و امامان زمان خود کرد.
مخالفان ازدواج موقت، یا دروغگو هستند یا بیمار یا جاهل یا فاسد.
انسان که می داند که دخترش یا خواهرش به حرام می افتد، آیا وجدانش راضی می شود که او به حرام مبتلا شود ولی از راه حلالی که خداوند آن را تعیین نموده، روی برگرداند؟!!
بسیاری از زنان، بیوه شده یا طلاق گرفته اند؛ چرا نباید با ارضاء شهوت جنسی از راه شرعی سلامتی جسمی و روحی خود را حفظ کنند؟!
سؤال این است انسان عاقل و مؤمن و متدیّن کدام یک از راه ها را انتخاب میکند: استمناء، سَحْق (= مساحقه)، زنا یا ازدواج موقت؟ بسیاری از بیوه زنانی که با آنها گفت و گو شده با تمام وجود، حاضر به ازدواج موقت هستند ولی فرهنگ جامعه را مانع می دانند و برای حفظ آبرو مجبورند تحمل کنند!


 
17- ضرورت و لزوم ازدواج موقت برای حفظ عفت جامعه - چرا صیغه خواندن و چرا عربی؟
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ضرورت و لزوم ازدواج موقت برای حفظ عفت جامعه ، چرا صیغه خواندن و چرا عربی؟ ، فضیلت و فوائد ازدواج موقت

و اگر عدّه ای اشکال کنند که ازدواج موقت با قانون عَفاف زنان منافات دارد، باید گفت از نظر شرایط و دارا بودن عدّه مانند ازدواج دائم است. پس این طور نیست که زن بتواند هر روز خود را در اختیار مردی قرار دهد و اگر ازدواج موقت با قانون عفاف زنان مغایر باشد، در دوران رسول خدا(ص) نیز باید مُغایر می بود و نمی شود ازدواج موقت را در زمان پیامبر اسلام(ص) استثناء کنیم و در سایر زمانها زشت جلوه بدهیم (الغدیر، علامۀ امینی، جلد6).

 

*** چرا صیغه خواندن و چرا عربی؟

 

[اگر اشکال کنند که خواندن صیغه، در مشروعیّت ازدواج و حلال شدن زن چه اثری دارد؟ در جواب میگوییم:
اوّلاً- خواندن صیغه نوعی التزام و تعهّد عملی، اخلاقی، اجتماعی و مذهبی نسبت به عهد و پیمان است و عُرفاً ایجاد یک حریم شرعی غیر قابل نقض، برای مُتَعاقِدَین (= طرفین عقد و قرارداد) میکند؛ که بدون خواندن صیغه، هر یک از آندو میتواند براحتی خیانت کرده و مُنکِر تعهّدات خود شود و چیزی یا چیزهایی را انکار کند! به عبارت بهتر، خواندن صیغه، زناشویی را از صِرفِ یک عمل غریزی و حیوانی، به یک عمل قانونی، اخلاقی و انسانی مُبَدَّل می سازد.
ثانیاً- احکام شرع مقدّس، تعَبّـُدی (= بنده وارانه) و توقیفی (= متوقف بر دستور شارع و بس) میباشد و کسی حقّ سؤال پیرامون علّت آنرا ندارد؛ و مقتضای ایمان صحیح نیز همین است (و اینگونه سؤالها ناشی از ضعف ایمان و یا بی ایمانی شخص است).
و امّا عربی بودن صیغه – که برخی ناآگاهان به آن نیز اشکال میکنند – همانند عربی بودن الفاظ نماز و بسیاری دیگر از اعمال شریعت، به سبب آنستکه زبان مقدّس عربی، زبان رسمی و قانونی شرع اسلام میباشد و این نیز امری تعبّدی و توقیفی است، که ما حقّ چون و چرا در این دستور الهی را نداریم].


***فضیلت و فوائد ازدواج موقت:


پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وقتی مرا به معراج بردند، جبرئیل از جانب خداوند پیغامی آورد که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند:«همانا زنان امت تو را که به ازدواج موقت درآیند می بخشم» (وسائل الشیعه،14/442).


در دستور امام(ع) به اسماعیل جُعفی است که ازدواج موقت کند ولـَو با سِندیّه (منسوب به سِند و هند) (وسائل الشیعه،14/444).


از امام رضا(ع) روایت شده که: درجۀ ایمان هیچ مؤمنی کامل نمی شود؛ مگر آنکه متعه انجام دهد (وسائل الشیعه،14/442).


و از جمله خواصی که بر ازدواج موقت، مُترَتـِّب و محبوب نزد خدا است، اینکه علاوه بر مصلحت های داعیه(=برانگیزنده)ای که دارد، چون همۀ مردم قادر به ادای حقوق ازدواج دائمی نبودند؛ در صورت عدم تشریع این حکم بسیاری مرتکب زنا می شدند.
و همچنین دوری زنان از ازدواج موقت باعث ارتباط نامشروع آنها با مردان و به فحشاء کشیده شدن آنها میشود.

 

و اگر عده ای اشکال که کنند ازدواج موقت با قانون عفاف زنان منافات دارد، باید گفت از نظر شرایط و دارا بودن عدّه مانند ازدواج دائم است.پس این طور نیست که زن بتواند هرروز خود را در اختیار مردی قرار دهد و اگر ازدواج موقت با قانون عفاف زنان مغایر باشد، در دوران رسول خدا(ص) نیز باید مغایر می بود و نمی شود ازدواج موقت را در زمان پیامبر اسلام(ص) استثناء کنیم و در سایر زمانها زشت جلوه بدهیم (الغدیر، علامۀ امینی، جلد6).

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وقتی مرا به معراج بردند، جبرئیل از جانب خداوند پیغامی آورد که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند:«همانا زنان امت تو را که به ازدواج موقت درآیند می بخشم» (وسائل الشیعه،14/442).

در دستور امام(ع) به اسماعیل جُعفی است که ازدواج موقت کند ولـَو با سِندیّه (منسوب به سِند و هند) (وسائل الشیعه،14/444).

از امام رضا(ع) روایت شده که: درجۀ ایمان هیچ مؤمنی کامل نمی شود؛ مگر آنکه متعه انجام دهد (وسائل الشیعه،14/442).

و از جمله خواصی که بر ازدواج موقت، مُترَتـِّب و محبوب نزد خدا است، اینکه علاوه بر مصلحت های داعیه(=برانگیزنده)ای که دارد، چون همۀ مردم قادر به ادای حقوق ازدواج دائمی نبودند؛ در صورت عدم تشریع این حکم بسیاری مرتکب زنا می شدند.

و همچنین دوری زنان از ازدواج موقت باعث ارتباط نامشروع آنها با مردان و به فحشاء کشیده شدن آنها میشود.


 
16- دوست پسر و دوست دختر گرفتن در اسلام حرامست؛ ولی چرا عُمَر متعه را حرام کرد؟!
ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: چرا عُمَر متعه را حرام کرد؟! ، دوست پسر و دوست دختر، حرام است

و به قول مرحوم استاد محمّد باقر کمره ای – در ترجمۀ کمال الدّین شیخ صدوق(ره)(ج1/ص10): «...اتخاذ خِدْن(=دوست وهمدم) که زنى رفیق مردى باشد و بدون قرار و دستورى با او به سر بَرَد، در شریعت اسلام غدقن شد (سورۀ نساء /25 و سورۀ مائده/5 ؛ که در این دو آیۀ کریمه، از «دوست پسر» و«دوست دختر» با عنوان اَخدان–جمع خِدن(=هَمدَم) –یاد شده وتحریم گشته است) وچون زناشوئى رسمى و دائمى - با همه تسهیلاتى که شرع اسلام در باره آن به عمل آورد - از نظر مقرّرات عرفى و مشکلات اجتماعى، کافى برای رفع حاجت جامعه نبود، شرع اسلام متعه را تشریع کرد که عبارت از قرار موقتى است با اجرتی معیّن؛ و گرفتارى زناشوئى دائمى را ندارد؛ و چون این متعۀ زنان، معمول عرب هاى زمان جاهلیّت نبود، پس بر مزاج عمر(لع) (که اخلاق و مَنِشی چون اعراب جاهلیّت داشت) گران مى‏ آمده است!!» ].


 
15- تحریم متعه و خطّ انحراف (پاسخ به شُبُهات اهل سنّت به مُتعه یا ازدواج موقّت)
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: پاسخ به شُبُهات اهل سنّت به مُتعه یا ازدواج موقّت ، مخالفت عبدالله بن عُمَر با پدرش در حکم مُتعَه ، تحریف عمدی سُنـّیان در حدیث مُتعۀ صحیح بخاری

***تحریم متعه و خطّ انحراف:


اصل مشروع بودن این نوع ازدواج از اول مورد اتفاق و اجماع تمام مسلمانان اعمّ از سنی وشیعه میباشد.مورد اتفاق است که ازدواج موقت از طرف خداوند، به وسیلۀ پیامبر اسلام(ص) تشریع گردیده و مشروع بودن این حکم به قدری روشن و واضح است که حکم متعه از ضروریات می باشد.
مخالفت با ازدواج موقت اهل سنت را طوری  به انحراف کشانده که بعضی از آنها فتوا می دهند که لواط اگر در سفر باشد اشکالی ندارد و حرام نیست!! [رجوع شود به کتاب "مُغیثُ الخَلق" امام الحَرَمَین جُوَینی،عبدالملک بن عبدالله بن یُوسُف – فقیه شافعی، فوت:478ق – که در صفحۀ 77 و78 آن، بر فتوای زشت مالک بن اَنـَس (امام مالکی ها) در تجویز لِواط به پسر- برای مرد مسافر بدون زن - اشکال کرده است!! نیز رجوع شود به کتاب:] (فقه حنفی بهترین راه ارضاء و کنترل نیاز جنسی!!، حمید عزیزی).


فخر رازی می گوید: تمام علمای اسلام اتفاق نظر دارند که متعه در اسلام مباح بوده (رجوع شود به تفسیر آیۀ کریمه: فــَمَا اسْتـَمْتـَعْتـُمْ بـِهِ مِنهُنَّ فـَآتـُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ، آیۀ24/ سورۀ نساء، تفسیر فخر رازی – سنی شافعی مذهب، ج10/ص50 به بعد) و همۀ مفسّرین اهل سنت و شیعه، آیه را مربوط به ازدواج موقت میدانند، و اجر اِستِمتاع (=بهرمند شدن جنسی) را پرداخت مهریۀ نکاح موقت میدانند، زیرا خداوند متعال در اول این سوره حکم ازدواج دائم را روشن فرموده و می فرماید: «فـَانْکِحُوا مٰا طٰابَ لـَکُمْ مِن النِّساءِ...» (سورۀ نساء /آیۀ4) و اگر آیۀ 24 سوره هم دربارۀ ازدواج دائم باشد، تکرار یک موضوع بدون فایده خواهد بود؛ که این با بَلاغَت قرآن سازگار نیست.


از جابر بن عبدالله انصاری نقل می کنند که مُنادی از طرف رسول خدا (ص) به میان مردم آمد و اعلام نمود که: « رسول خدا(ص) به شما اجازه داد که استمتاع (ازدواج موقت) کنید » (وسائل الشیعه،13 /436).


عبدالله بن مسعود نقل می کند که ما در یکی از جنگها در رکاب رسول خدا(ص) بودیم و زنان ما همراه ما نبودند؛ عرضه داشتیم: یا رسولَ الله، آیا خود را اخته کنیم؟ رسول خدا(ص) ما را از این کار نهی کرد، سپس به ما اجازه داد با زنی در مقابل یک قطعه لباس برای مدتی ازدواج کنیم. سپس عبد الله این آیه را خواند: «ای کسانی که ایمان آورده اید، چیزهای پاک و گوارائی را که خدا بر شما حلال کرده است، بر خود حرام نکنید و از حدود و قوانین خدا تجاوز نکنید؛ خدا تجاوزکاران را دوست ندارد» [یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ] (صحیح بخاری جلد6، تفسیر سورۀ مائده، آیۀ 87؛ و جلد7، کتاب النکاح).
که خود این حدیث دلیل بر ازدواج موقت است و اگر عمر(لع) ازدواج موقت را حرام کرد، خیال کرد، این امر داخل در حوزۀ اختیارات «ولیّ امر مسلمین» است!! و هر حاکمی می تواند به مقتضای زمان هر جا خواست احکام خدا را تغییر و حلالی را حرام نماید!! (محمّد حسین کاشف الغطاء).

[در رسالۀ «جامع عبّاسی» - که مرحوم شیخ بهاء الدّین عامِلی، آنرا برای مرحوم شاه عبّاس صفوی، در احکام شرع و مسائل دینی نوشته است – چنین می خوانیم: «...در (کتاب) صحیح تِرمِذی هَرَوی (ج4/ص39،حدیث824)– که یکی از علماء مخالفین (=سُنـّیان وکتابش یکی از شش کتاب صِحاح سِتَّۀ ایشان) است – مذکور است که شخصی از اهل شام، از عبدالله بن عُمَر پرسید که پدر تو (یعنی عُمَر) مُتعَه را نهی کرده است (امّا تو که پسرش هستی، خودت اینهمه به متعه نمودن علاقه داری؟!). او در جواب شامی گفت: اگرچه پدرم نهی کرده، امّا حضرت رسالتْ پناه(ص) حلال کرده است، و کاری که آن حضرت (که پیامبر خدا است) حلال کرده باشد، جهت قول پدرم (عمر) ترک نمیتوان کرد!» (جامع عبّاسی، شیخ بهائی– نظام الدّین ساوَجی، چاپ جامعۀ مدرّسین قم، ص608و609.

مرحوم آیت الله خوئی در کتاب گرانقدر «البیان فی علوم القرآن»، در آیۀ شمارۀ سیزده از فصل مربوط به مبحث بررسی نَسخ آیات قرآنی، همین آیۀ کریمۀ مُتعَه (نساء/24) را مورد بحث قرار داده و از مدارک خود اهل سنت شاهد می آورد و ثابت میکند که ادّعای نسخ این آیه، ادّعایی باطل بوده و مشروعیّت سنت متعه همچنان به قوّت خود باقیست. وی در این رابطه حدود بیست صفحه به بحث و جوابگویی به شُبُهات اهل سنت پرداخته است (البیان، چاپ انوارالهُدیٰ، ص313 تا 331). نیز در تعلیقۀ ش7 بر مطلب ص320، با ارائۀ 12 شاهد از مدارک خود سُنیان، ثابت میکند که ایشان در چاپهای اخیر کتاب «صحیح بخاری»، در حدیث مربوط به مشروعیّت مُتعه، چند تحریف عمدی بعمل آورده اند، که چاپ قدیم این کتاب – که در کتابخانه ها در دسترس است – گواهی دیگر بر این تحریفات است! (البیان، همان چاپ، ص510-512).


 
14- راه چاره چیست؟
ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: راه چاره چیست؟

***راه چاره چیست؟


باید به تبلیغات سوء،از هر ناحیه گوش نکرد. به قول یکی از نویسندگان: «اگر ازدواج موقت از ناحیۀ غرب عرضه می شد، آن وقت می دیدید که چه کنفرانسها و سمینارها برایش تشکیل میدادند و چقدر آن را مترقی جلوه می دادند!» (نظام حقوقی زن در اسلام، مرتضی مطهری).
آنجا که انسانها را باید اصلاح و آگاه سازیم به دلیل عدم لیاقت در اصلاح انسانها نباید مرتباً به جان مواد قانونی بیفتیم و انسانها را تبرئه کنیم و قوانین را مسئول بدانیم.
باید متذکر شویم، تردیدی نیست که تمام ادیان آسمانی بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده اند؛ تا آجا که بسیاری از پیروان ادیان آسمانی به ترک هواپرستی و تحمل ریاضت های سخت برآمده اند و کسانی که هدفشان کام جوئی بوده ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده اند.
آنان که با ازداواج موقت یا تعدد زوجات مخالفت میکنند، باعث می شوند که روزی مردانشان، دنبال همجنس بازی باشند. آن وقت ببینیم که زنان در مقابل این گمراهی جنسی چه خواهند کرد. در غرب چند همسری ممنوع است، امّا همجنس بازی آزاد!
جای تعجب است که عقیدۀ رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که: مرد، چند همسری آفریده شده و تک همسری بر خلاف طبیعت اوست.


 
13- فقهاء و مراجع تقلیدی که قائل به جواز ازدواج موقت دختر باکره، بدون اذن پدرند
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ازدواج موقت دختر باکره، بدون اذن پدر

*از جمله مراجع تقلیدی که فتوا به جواز ازدواج موقّت با دختر باکره - حتی بدون اجازۀ پدرش - داده اند، میتوان به مرحوم آیت الله سیّد محمود شاهردی؛ مرحوم آیت الله سیّد محمّدرضا گلپایگانی؛ و آیت الله سیّد صادق روحانی – یکی از مراجع عصر حاضر- اشاره کرد، که میفرماید:
«دختری که به حدّ بلوغ رسیده، و رشیده (= دارای رشد عقلی) است، یعنی مصلحت خود را تشخیص میدهد؛ اگر بخواهد شوهر کند (چه موقت، چه دائم)، لازم نیست از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد؛ چه دختر باکره باشد یا نباشد» (توضیح المسائل آیت الله سیّد صادق روحانی، مسألۀ 2373).
حتی مراجع تقلیدی که قائل به این شده اند که اذن پدر لازمست، اغلب این حکم را درقالب «احتیاط واجب» بیان داشته اند، که در حکم فتوا نیست و میتوان از مرجعی که آنرا جایز میداند در این مسأله تقلید کرد. مضافاً اینکه، آنها نیز در مسألۀ بعد از همین مسأله (توضیح المسائل، شرایط عقد)، تصریح می کنند که اگر دختر، به سختی و حَرَج (بر اثر فشار غریزۀ جنسی) افتاده باشد و پدر اجازه ندهد، باز هم دختر میتواند بدون اجازۀ پدرش با پسری که کـُفو (هم شأن) او است، ازدواج موقت یا دائم کند.
اکثریّت فقهاء اخباری شیعه نیز، ازدواج موقّت(مُتعۀ) دختر باکره – بدون اجازۀ پدر- را به حکم روایات مُستفیضه(متعدّد و یقین آور) از ائمّۀ اطهار(ع)، جایز دانسته اند؛ مانند مرحوم علاّمه محمّد تقی مجلسی اوّل، در رَوضَة المُتّقین (8/ 481 و 482 و505) و رسالۀ احکام فارسی (یک دوره فقه کامل فارسى، انتشارات فراهانی، ص146)؛ و نیز فرزند گرامی وی علاّمه محمّد باقر مجلسی دوّم، در مَلاذ الأخیار (ج‏12/ ص38)، که همو در رساله ای فارسی نوشته است: «...و أیضاً (همچنین)، ظاهر بسیارى از اخبار و قول اکثر اصحاب (شیعه) آنست که در باکرۀ عاقلۀ بالغه، رضاى دختر کافى است...» (بیست و پنج رساله فارسى، علاّمه محمّد باقر مجلسی، ش24: رساله صِیَغ عقود نِکاح‏، ص 540)؛ ونیز مانند جناب شیخ حُرّ عامِلی در وسائل الشّیعة (چاپ ربّانی، ج7/ ص457-460/ باب 11 از ابواب متعه)، و مرحوم مُحدِّث نوری در مُستدرَک الوسائل (14/ 459/ باب دهم از ابواب متعه) و...
آیت الله سیّد صادق روحانی، در«فقه الصّادق(ع)» (ج21/ص152 تا 162) نظرات فقهاء اصولی قدیم شیعه را نیز نقل نموده است؛ از آنجمله مینویسد که شیخ طوسی (أعلم فقهاء شیعه، فوت:460ق) در تهذیب الأحکام(7/254و255) و استبصار(3/145)؛ محقق حِلّی(ف676ق) در کتاب شرایع الإسلام؛ علاّمۀ حِلّی (ف726ق) در دو کتاب قواعد الأحکام و تبصِرَة المتعلِّمین؛ و شهید ثانی(ف966ق) درمَسالِک الافهام؛ و بلکه مشهور فقهاءِ قدیم شیعه – چه اصولی و چه اخباری – فتوا به استقلال دختر باکره در تصمیم گیری برای ازدواج موقت با پسر مورد علاقۀ خودش داده اند؛ و حتی سیّد مرتضیٰ (استاد شیخ طوسی؛ فوت:436ق) در دو کتاب الإنتصار و مسائل ناصریّات، ادّعای اِجماع (= اتفاق نظر همگی فقهاء شیعه) بر این فتوا را نموده و دلیل آن را این قاعدۀ فقهی میداند:«النّاسُ مُسَلـَّطونَ عَلیٰ أَنفـُسِهِم» (=تمام انسانها بر خودشان مسلّط و صاحِب اختیارهستند)؛ یعنی دختر باکرۀ عاقله نیز یک انسان است و صاحِب اختیار امور خود میباشد...].


 
12- ازدواج با دختر باکره بدون اجازۀ پدر و مادر، در احادیث ائمّۀ اطهار(ع)
ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ازدواج موقت دختر باکره، بدون اذن پدر

[***ازدواج با دختر باکره بدون اجازۀ پدر و مادر:


راوی گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: دختری نوجوان و باکره است که پدر و مادر او زنده اند و تحت نظر آنها قرار دارد؛ ولی - بحساب علاقه ای که به من دارد - پنهان از پدر و مادرش، مرا به سوی خود می خواند؛ پس آیا من با او آن کار را بکنم...؟!
حضرت فرمودند: بلی، ولی بپرهیز از موضع فـَرْج آن دختر- یعنی آلت خود را به آن قسمت نرسان! - گفتم: پس اگر راضی شود که آلتهایمان را هم به یکدیگر برسانیم، حکم آن چیست؟!
حضرت فرمودند: اگر چه راضی هم شد، باز این کار را نکن! چرا که این موجب ننگ وعار برای دختران باکره است! (وسائل الشیعه، حدیث26454).


*شیخ مفید (از بزرگترین فقهای امامیّه، فوت:413 ق) نیز در رسالۀ متعه از امام صادق(ع) نقل نموده که فرمود: «باکی نیست به ازدواج با دختر باکره، هرگاه خودش راضی باشد، بدون اجازۀ پدرش».

نیز از همان حضرت نقل می کند که فرمود:«باکی نیست که متعه کند دختر باکره را، در صورتی که دخول به او نکند، تا سبب شرمندگی او نزد خانواده اش شود (از اینکه پردۀ بکارت خود را از دست داده)» (بحار الانوار، علامۀ مجلسی، ج103/ ص308/ حدیث26).


* بـِشْر بن حمزه میگوید: در زمان امام باقر(ع) یکی از رجال قریش بمن گفت: دختر عموی من که دارای مال بسیار بود دنبالم فرستاده، پیغام داد: تو می دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب ردّ داده ام، و نیز دنبال تو نفرستادم به خاطر رَغبَت به مردان! امّا شنیده ام که خدا مُتعه را در کتاب خود حلال دانسته و رسول خدا(ص) نیز آن را در سنّت خود جاری ساخته، امّا عمر(لع) آنرا حرام دانسته است. حال، من میخواهم خدا و رسولش را اطاعت نموده و عُمَر را عِصیان (= نافرمانی) نمایم! پس تو مرا مُتعه نما! (به عقد موقت خود درآور!).

به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر برسم و از او سؤال کنم. خدمت حضرت رسیده، مشاوره کردم. حضرت فرمودند: این کار را انجام بده! سپس امام فرمود: درود خدا بر شما دو همسر! (فروع کافی، شیخ کلینی، ج5/ ص465).


 
11- پیشنهاد زن به مرد، یا دختر به پسر، برای ازدواج موقت
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: پیشنهاد دختر به پسر برای ازدواج موقت

***پیشنهاد زن به مرد یا دختر به پسر برای ازدواج موقت:


پیشنهاد زن به مرد برای ازدواج موقت نه تنها اشکال ندارد و منافاتی با حیای زن ندارد؛ بلکه ناشی از درک و شعور و روحیه پاکدامنی زن و اطاعت او از دستورات الهی می باشد. ازدواج موقت از مستحبات مؤکـّد است؛ یعنی عملی که خدا خیلی دوست دارد، بنده اش انجام دهد و پاک بماند. تمایل زنان به ازدواج موقت نشانه ی عفت آنان می باشد.
رواج فرهنگ ازدواج موقت به صلاح جامعه است؛ زیرا برای بسیاری از افراد متدیّن چه مرد و چه زن، طبق فتوای مراجع تقلید اگر به گناه بیفتند واجب است ازدواج(دائم یا موقت) کنند.


 
10- علّت افزایش آمار استمناء، لِواط پسران، استشهاء، مساحقه (لزبینیسم) دختران!!
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: افزایش آمار لِواط پسران و مساحقه دختران و استمناء!

فساد و فزونی جمعیت زنان و بی سرپرستی آنان، غرایز را به جائی رسانده که بخاطر تأخیر یا عدم ازدواج،دختران همدیگر را میبوسند،با هم میرقصند ، مقابل یکدیگر عریان می شوند و مرتکب خودارضائی از طریق خود (مُساحَقه/ لِزبیَنیسم) یا حیوانات می شوند. آیا باز هم قنون متعه و تعدد زوجات قبیح است؟!
آیا زنان مسلمان و با ایمان میخواهند اسلان زنده بماند؟ زن مسلمان باید بداند که ممنوعیت تعدد زوجات و متعه، سبب گرفاری در دام زنا، مساحقه، لِواط، استمناء و آلودگی به انواع امراض است.
بیاد داشته باشیم که خداوند متعال و حضرت علی(ع) بهتر از ما می فهمند. ما هستیم که دچار کج فهمی میشویم!
البته مستحبّ است سنت ازدواج مجدّد و متعه را با نیت پاک و برای تأمین نیاز اجتماعی، عمل نماییم و به پیامبر خداوند و ائمۀ اطهار(ع) تأسّی(پیروی) کنیم (رجوع شود به: جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج29/ ص35).

فساد و فزونی جمعیت زنان و بی سرپرستی آنان، غرایز را به جائی رسانده که بخاطر تأخیر یا عدم ازدواج،دختران همدیگر را میبوسند،با هم میرقصند ، مقابل یکدیگر عریان میشوند و مرتکب خودارضائی از طریق خود(مُساحَقه/لِزبیَنیسم) یا حیوانات میشوند. آیا باز هم قنون متعه و تعدد زوجات قبیح است؟!

آیا زنان مسلمان و با ایمان میخواهند اسلان زنده بماند؟ زن مسلمان باید بداند که ممنوعیت تعدد زوجات و متعه، سبب گرفاری در دام زنا، مساحقه، لِواط، استمناء و آلودگی به انواع امراض است.

بیاد داشته باشیم که خداوند متعال و حضرت علی(ع) بهتر از ما می فهمند. ما هستیم که دچار کج فهمی میشویم!

البته مستحبّ است سنت ازدواج مجدّد و متعه را با نیت پاک و برای تأمین نیاز اجتماعی، عمل نماییم و به پیامبر خداوند و ائمۀ اطهار(ع) تأسّی(پیروی) کنیم (رجوع شود به: جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج29/ ص35).


 
9- داستانی پیرامون علامت شناخت واقعی بودن ایمان زنان
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: قبول متعه و تعدّد زوجات، نشانۀ ایمان زن

***داستان:


مردی از همسرش نزد امام صادق(ع) خیلی تعریف و تمجید کرد،حضرت فرمود: زن را باید با هوو امتحان کرد اگر خوب بود قابل تحسین است.آن مرد زن دیگری گرفت و ذره ای از ایمان زن پاک،کاسته نشد و به این مسئله اعتراض نکرد. آن مرد جریان را به امام صادق(ع) گفت و امام فرمود:آری! زَنَت آنگونه است که می گوئی (روضة المتقین، 8/385؛ مسائل ازدواج و حقوق خانواده، ص175).


حضرت علی(ع) می فرمایند:«غیرت ورزی زن و مبارزه کردنش با تعدد زوجات و یا ازدواج موقت شوهرش، از آثار بی دینی و عدم اعتقاد به خداست» (نهج البلاغة، چاپ فیض الاسلام، حکمت 119/ ص1144).


 
8- سخنی با بانوان و دختران
ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سخنی با بانوان و دختران

***سخنی با بانوان:


به طور طبیعی، بین زنان و مردان تفاوتهایی از نظر جنسی وجود دارد. از جمله گرفتاری عادت ماهیانه و ایام بارداری. و نکتۀ مهم دیگر اینکه زنان در سنین پایین تر از مردان نیازمند ازدواج بوده و غریزۀ جنسی آنان از نظر جنسی زودتر تحریک می شود و به طور حتم، پس از مدتی، زنان، آمادگی جنسی خود را از دست می دهند و از سوی دیگر، مردها بر اثر افکار پریشان و مسؤلیت های سنگین تر معمولاً زودتر از زنان دار فانی را وداع گفته و این امر باعث افزایش تعداد زنان بوده و ده ها عامل ایجاب می کند که در شرایط خاصی ازدواج با بیش از یک همسر تجویز شود؛ تا خدای نکرده، زنان جامعه بی سر پرست نمانند و دچار انحراف و محرومیت جنسی نشوند که در نهایت موجب مشکلات روانی و امراض مقاربتی خطرناک خواهد بود و شهوت جنسی باید فقط از راه طبیعی ازدواج کنترل و ارضاء شود.
دختران نیز نیازمند ازدواج می باشند؛ولو اینکه نیازهای طبیعی و مادی آنان از سوی خانواده تأمین است.ولی نیازهای جنسی بدون ازدواج راهکاری دارد یا نه؟آیا گسترش فحشاء و بی عفتی در جامعه نشانه نیاز به ازدواج موقت و تعدد زوجات نیست؟
متأسفانه در این خصوص عدّه ای - به ویژه زنان- به خاطر غیرت ورزی نمیتوانند حقایق را خوب ببیند و عده ای، مردم را از درک اینگونه و موضوعات و مسائل روشن، منحرف میسازند (مراجعه شود به داستانی در این خصوص، در رَوضة المتّقین مجلسی اوّل که شرحی است بر کتاب مَن لا یَحضُرُهُ الفقیه شیخ صدوق، ج8/ص384).
سؤال از خواهران این است که آیا خداوند به همۀ علوم آگاه است یا بندگان خدا؟! «آیا در سخن گفتن درست، کسی دیگر جز خدا وجود دارد؟!» (= وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللهِ حَدیثاً؟! – نساء/87). آیا در قرآن شکی وجود دارد؟! (ذلِکَ الکتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدیً لِلمُتّقینَ – بقره/ آیۀ 2).
به یقین، مخاطب نویسنده در این سؤال، زنان ومردان متقی هستند که قرآن را سرمشق زندگی میدانند. متقین کسانی هستند که به غیب و آنچه خودشان حکمت آن را نمیدانند ایمان داشته  باشند و از آیات این قرآن، برداشت صحیح نموده، تشریع خداوند را درک نمایند. با اینکه اصل تشریع ازدواج موقت و تعدد زوجات با احساسات زنان سازگار نیست ولی نباید آیات را انکار کنیم. گلوگاه زن در امتحان الهی، بیشتر حسد و وَسواس و همچنین عدم رضایت شوهر از او می باشد. اگر مخالف ازدواج موقت همسرمان هستیم، مخالف آیات نباشیم و در اصل تشریع و اهمیت ازدواج موقت شک نکنیم!
باید مسلمان ها و جوانهای بیدار چشمان خود را باز کنند و یاد بگیرند که بیشتر از خداوند نمیدانند و هر چه خداوند در قرآن به آن موضوع اشاره کرده به مصلحت و حقوق زنان است و ارائه مصلحت از سوی خداوند دروغ نمیباشد.
بزرگی میگوید: «آیا زنان شوهردار اگر بی همسر بودند "بی عدالتی" را تحمل می کردند؟».
زنان شوهردار آیا تحمل یک هفته کمبود مسائل عاطفی و غریزی را دارند؟!
مجاز بودن تعدد زوجات، در جامعه ای که تعداد زنان از مردان بیشتر است، عامل نجات تک همسری است. یعنی جامعه ای که زنان نیازمند به ازدواج افزایش یابند، اگر تعدد زوجات به رسمیت شناخته نشود، موجب فساد و معشوقه بازی خواهد بود که باعث سرکوب فرهنگ تعدّد و متعه خواهد شد.
اگر به موضوع توجه نشود و از طرفی متعه محکوم و طبق تفکر غربی مرد را چند همسری معرفی کنیم، چه فسادی بر جامعۀ حاکم خواهد شد که فساد فعلی غرب از این تفکر آب می خورد.
به فرض اینکه مسألۀ تعدد زوجات، کاری نادرست باشد، ولی تنها بخاطر افزایش نسبت زنان نیازمند به ازدواج مردان است؟ یا قبول فرهنگ ازدواج موقت یا تعدد زوجات یا رواج فساد؟ کدام؟!
جامعه، زمانی تک همسری را نجات خواهد داد که فکر اصلاح و جلوگیری از فساد را در سر بپروراند، آنوقت با قضایا به طور طبیعی برخورد میکند.
فزونی زنان در این عصر و سرکوب تعدد زوجات، خیانت به بشریت است. بحرانی که از تفکر غلط و منفی بر چند همسری و متعه عارض شده از هر بحران دیگری خطرناک تر است؛ زیرا جلوگیری از حقوق طبیعی و محروم ساختن زنان از حقوق خویش می باشد. وقتی زنان - با توجه به فزونی زنان در جامعه- از تشکیل خانواده و استفاده از غرایز طبیعی محروم باشند، کوشش خواهند کرد به هر طریقی که شده به انحراف مردان بپردازند. وقتی ماجرا به این نقطه رسید نوبت به زنان خانه دار میرسد. باز، تفکر غلط زنان به بهانۀ خیانت شوهران (ازدواج مجدد ومتعه) باعث میشود که زنان هم بفکر خیانت بیفتند!
ازدواج موقت قالب محدود کنندۀ غرایز است که شرع مقدس اسلام آنرا برای حل مشکل غریزه وضع کرده است. ضمناً در ازدواج موقت یا تعدد، هر زنی تنها محدود به یک نفر مرد خواهد بود (و در فرض بچه دار شدن، پدر بچه مشتبه نمی شود).
اگر همه دقت کنند می فهمند که ازدواج موقت به عنوان یک اقدام ضروری مورد پذیرش است نه اصلح (= شایسته تر).
قانون متعه از دید گاه مذهب جعفری (= شیعۀ دوازده امامی) به منظور جلوگیری از روابط نامشروع و حفظ و صیانت جامعه از فحشاء می باشد.
شاید بتوان گفت آمار فساد بین افراد متأهل و مجرد برابر است، فقط متأهّلین با توجه به در اختیار داشتن خانه، کارخانه، کارگاه و... برای ارضاء غرایز، فعلشان مشهود نیست ولی جوانان بی بضاعت بخاطر عدم امکانات، روابط غیر شرعی را در کوچه و بازار آشکار می نمایند و این تقصیر کسانی است که نگذاشتند ازدواج موقت، امری عادی و رسمی باشد.


حضرت علی(ع) می فرمایند: لَوْلٰا مٰا سَبَقَ بـِهِ ابْنُ الخَطّابِ مٰا زَنیٰ اِلّا شَقِیّ ٌ(= اگر نبود آنچه عمربن خَطّاب برآن سبقت جُست - یعنی تحریم متعه - هرگز زنا نمی کرد جز انسان بدبخت!) (وسائل الشیعه، 14/437).


حضرت امام صادق(ع) می فرمایند: ایمان زنان در تحمّل «هوو» و ازدواج موقت ظاهر می شود (روضة المتقین، علامۀ مجلسی اوّل،  8 /384 و385).


 
7- آیا ازدواج موقت خوب است یا بد؟ و علّت و حکمت آن در اسلام چیست؟
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: چرا عُمَر متعه را حرام کرد؟!

***آیا ازدواج موقت خوب است یا بد و علت آن در اسلام چیست؟


خواهی نخواهی، در جامعه همیشه انسانهایی خواهند بود که نخواهند توانست مثل سایرین به کنترل غرایز موفق باشند. پسر جوانی که در پانزده سالگی بالغ میشود، چگونه با مهیا بودن این همه زمینه های فساد و تحریک، تا سن ازدواج (حداقل25سال) صبر کند، اسباب ازدواج را فراهم نماید و یا خواهش ذاتی تعدد طلبی یا نیاز غرایز زنان بیوه با وجود فرزندان و بالا رفتن مشکلات ازدواج و... را برآورده سازد؟!
آیا باید فاحشه خانه درست شود تا زشتی آن معلوم و اهانت آمیز بودن آن،مشخص شود و یا آزاد در خیابان ها هرگونه خواستن با غرایز حیوانی رفتار کند که وضع بدتر شود لذا تشریع متعه را استفاده از لذت حلال و استفاده آسان مؤمنین از غرایز میداند.


قرآن کریم می فرماید: «دری که خداوند از روی رحمت به روی بندگان باز کرده کسی نمیتواند ببندد»
[ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ] (سورۀ فاطر/ آیۀ 2).


[در تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی، در روایتی به نقل از امام صادق(ع) آمده:] « یک مقصود از این آیه ازدواج موقت (متعه) است».


[نیز خداوند در آیۀ دیگری میفرماید: «بگو چه کسی حرام کرده زینتهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و نعمت های گوارا و پاکیزه را؟!» [= قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْق‏ - سورۀ اَعراف / آیۀ32].


[باز هم امام صادق(ع) در روایتی می فرماید: «خدای تعالی حرام کرده بر شیعیان ما شراب و مُسکِر (هر نوع مست کننده) را و به جای لذت شراب، برای ایشان متعه را جایگزین نموده است» (یعنی متعه لذت مشروع مؤمنانست) - مَن لا یَحضُرُهُ الفقیه، شیخ صدوق، حدیث شمارۀ 4616].


لذا با توجه به قدرت شهوت در انسان و حکمت آن و نکبت گناه، می بینیم که اسلام چاره ای اندیشیده که ضرورت ها را جبران و زشتی ها را دفع میکند و آن راه، مشروعیت متعه است و باید در جامعه اسلامی فرهنگ بشود.


حضرت علی(ع) میفرمایند: [ لـَولا أنَّ عُمَرَ نـَهیٰ عَنِ المُتعَةِ ما زَنـیٰ إلاّ شقیّ ٌ] اگر عمر(لع) متعه را حرام نمیکرد هیچ کس زنا نمیکرد مگر شَقِیّ (انسان پست وبدبخت)[تفسیر جامع البیان، طبری، 4/15؛ الدّرّ المنثور، سُیوطی، ج2 /140و141؛ تفسیر کبیر، فخر رازی، 10/50 – هرسه سُنـّی وشافعی مذهب]؛

زیرا احکام آن بسیار آسانست، چون طلاق ندارد، شاهد نمی خواهد، رضایت ولیّ لازم نیست، ارث نمیبرد، نفقه لازم نیست، میتوانند فرزند نخواهند، زن حق مسکن ندارد، زشتی زنا را ندارد و اگر فرزند متولد شد(حلال زاده)، ارث و کسب او مشخص است و نفقه بر پدر واجب است.
تشویق جامعه به ازدواج موقت در زمان حال، ضروری است و برای جلوگیری از فساد و قتل مؤثر است. به همین خاطر ائمۀ اطهار(ع) خیلی به این موضوع تشویق کرده اند.


 
6- ضرورت ازدواج موقت در آخر الزّمان، بنا به فرمایش رسول اکرم(ص)
ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ضرورت ازدواج موقت در آخر الزّمان

***ضرورت ازدواج موقت در آخر الزّمان:


ابن مسعود می گوید: پیامبر اکرم(ص) می فرمودند: « زمانی بیاید که هیچ دینداری دینش سالم نمیماند، مگر کسی که مثل روباه، زندگی می کند و بچه های خود را از کوهی به کوهی، از سوراخی به سوراخ دیگر می برد. سؤال شد: آن چه زمانی است؟
فرمود: زمانی که انسانها به معیشت خود دست پیدا نمی کنند؛ مگر به معصیت خدا. در آن زمان من تنها و مجرّد زندگی کردن را برای پسران حلال کردم». گفته شد: یا رسولَ الله! شما ما را امر به ازدواج نکرده اید؟!
فرمود: بلی! و لکن آن زمان، زمانی است که مرد را پدر و مادرش هلاک می کنند. اگر پدر و مادر نداشته باشد، زن و فرزند او را هلاک خواهند کرد و اگر زن و فرزندی نداشته باشد، اقوام و همسایگان او را هلاک می کنند. سؤال شد: چگونه؟ حضرت فرمود: او را به تنگی زندگی سرزنش می کنند، وادارش می کنند برای بدست آوردن مال زیاد، دست به کارهائی بزند که در توان او نیست تا اینکه او را به هلاکت و بدبختی می اندازند (مُستدرَک الوسائل، 11/387).


 
5- داستان تشویق امام زمان(عج) و پیامبر اکرم (ص) به ازدواج موقت
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: تشویق پیامبر اکرم(ص) و امام زمان(عج) به متعه

***داستان تشویق امام زمان(عج) و پیامبر اکرم (ص) به ازدواج موقت:


حِمیَری به حضور امام زمان(عج) نامه ای نوشت و از ایشان سؤال کرد: مردی که شیعه است و متعه را حلال میداند و اعتقاد به رَجعَت (بازگشت امامان پس از امام زمان عج) دارد، همسری دارد؛ همسری خوب که در تمام کارها او را یاری میکند، لذا با او عهد کرده که هرگز با وجود او همسر دیگری نگیرد و ازدواج موقت هم نکند و با وجود او کس دیگری را نخواهد و به این عهد 19سال پای بند است و بر عهدش عمل کرده و چه بسا مدّت های زیادی در مسافرت و دور از منزل بوده و متعه نگرفته است؛ و مشغول بودن به برادران، اولاد، خدمه و اطرافیان هیچ فرصتی به وی نداده که به فکر ازدواج موقت بیفتد. او متعه را حرام نمیداند، بلکه به آن معتقد است؛ ولی چون همسر خود را دوست دارد برای حفظ او و خودش متعه نمی گیرد و اینکار را دوست نمی دارد، آیا او برای تحریم متعه بر خود (در شرط ضمن عقد) گناهکار است یا نه؟ از طرف حضرت جواب رسید: «برای اینکه قسم به معصیت خداوند خورده، لازم است خدا را اطاعت کند و یک دفعه هم که شده متعه بگیرد!» (بحارالانوار، علاّمۀ مجلسی، ج103/ ص298/ ش2؛ الاحتجاج، طبرسی، 2/306).


پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی مرا به معراج بردند، جَبرَئیل از طرف خداوند پیغامی آورد که: خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «همانا زنانی از امت تو را که به ازدواج موقت درآیند می بخشم» (= اِنـِّی قد غـَفـَرتُ لِلمُتمتِّعینَ مِنَ النِّساءِ – بحارالانوار، علاّمۀ مجلسی، ج103/ ص306/حدیث21).


 
4- استحباب و فضیلت ازدواج موقت (مُتعه)، در احادیث ائمّۀ اطهار(ع)
ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: استحباب و فضیلت ازدواج موقت(متعه) در احادیث امامان

امام صادق(ع) فرمودند: مستحبّ است، هرکس متعه بگیرد؛ و دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود مگر اینکه یک مرتبه هم شده صیغه گرفته باشد! (کتاب مُتعَه، شیخ مفید، سی دی نور؛ بحارالانوار، علامۀ مجلسی، ج103/ ص305/ حدیث13).


و گاهی در خصوص اهمیت ندادن به متعه، شیعیان خاص از سوی ائمّۀ اطهار (ع) مذمّت می شوند و به دوستان خود می فرمودند که حتی اگر نیازی به متعه ندارید ولی ما دوست داریم که سنت پیامبر(ص) زنده شود.


اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق(ع) به من فرمودند: آیا از وقتی که از کنار همسر خود بیرون آمده ای ازدواج موقت کرده ای؟ عرض کردم: در کنار من دوستان چندی هستند که من سرگرم با آنها هستم؛ فرصت و نیازی احساس نمیکنم! حضرت صادق(ع) فرمودند: «اگر چه نیازی نداری، امّا من دوست دارم سنت پیامبر اکرم(ص) را زنده بداری» (همان مدرک، سی دی نور2؛ بحارالانوار، علاّمۀ مجلسی، ج103/ ص306/ حدیث16).


*نکته: احادیثی نیز داریم که امام صادق(ع) برخی از پیروان خود را از متعه منع فرموده است، بخاطر جوّ منفی زمانه علیه متعه!



***فضیلت ازدواج موقت:


امام صادق(ع) می فرمایند:
«هر کس به این سنت الهی عمل کند و آنگاه غسل نماید، خداوند از هر قطره آب غسلش هفتاد ملائکه می آفریند تا برای وی استغفار نمایند تا روز رستاخیز و لعنت کنند بر کسانیکه منکر متعه هستند تا روز قیامت»(سفینة البحار، محدّث قمی،2 /521).


عبدالله بن سِنان میگوید: امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند شراب و مُسکِرات را بر شیعیان ما حرام کرده، در عِوَض، مُتعه را برای آنها قرار داده است» (وسائل الشّیعه، شیخ حرّ عاملی،ج21/ ص7).


ترویج ازدواج موقت در فرهنگ شیعه و اهل بیت (ع) آنقدر اهمیت دارد که هر کس از ترویج این فرهنگ مُمانعت نماید، ملائک تا روز قیامت بر او لعنت می فرستند.


در مضمون روایتی از امام رضا(ع) آمده: کسانی که تصمیم می گیرند یا عهد می کنند ازدواج موقت نکنند با خدا عهد کرده اند که اطاعت او را به جای نیاورند که این افراد معصیت کار هستند؛ زیرا عمل به مورد نذر باید از ترک آن ترجیح داشته باشد و ترک متعه شاید انسان را به گناه اندازد.


- موسی هَمْدانی از فردی نقل میکند که:
امام صادق(ع) فرمودند: «هیچ مُتعَه کننده ای نیست مگر اینکه وقتی غسل می کند خدا برای هر قطره آبی که از او می ریزد، هفتاد فرشته می آیند که تا روز قیامت برای او استغفار کنند و بر هر کس که مانع ازدواج موقت شد لعنت بفرستند؛تازه این قدری از ثواب متعه و گناهِ منع کنندۀ آن میباشد» (رسالۀ مُتعه یا ازدواج موقت، شیخ مفید، سی دی نور2).


همان گونه که دین مبین اسلام برای غرایز انسانی اهمیت قائل است، نسبت به امر ازدواج موقت، تشویق و ترغیب می کند. درعین حال از زیاده روی در متعه نیز ممانعت کرده است.


محمد بن شمعون گفت: امام کاظم(ع) به بعضی از یاران نوشتند: زیاده روی در متعه نکنید و برای برپائی سنت پیامبر(ص) عمل کنید که آن کار شما را از همسران خود باز ندارد تا باعث عصبانی شدن آنها گردد و در اثر عصبانیّت، حق را (= مشروعیّت و اهمیّت متعه را) انکار کنند و بر ما که شما را به آن کار وا داشتیم، نفرین و لعنت بفرستند! (که این امر موجب کفر و ارتداد زنان نیز بشود)(کتاب متعه، شیخ مفید سی دی نور2).


متأسفانه در مواردی بخاطر حرکات نادرست از سوی بعضی اشخاص در متعه، طوری فرهنگ سازی شده که اگر فردی بخواهد ازدواج کند حتماً این تصمیم گیری از روی شهوت رانی است. بهتر است افرادی که به این کار مُبادَرَت می ورزند، کمی هم به مصالح اسلام و شیوه های رفتاری ائمۀ اطهار(ع) توجه داشته باشند.
گاهی بخاطر کم توجهی افراد مؤمن و متشخّص و سرشناس در محل ها، ایشان با کسی ازدواج موقت مینمایند که این موضوع باعث هتک مقدسات دینی، بخاطر برداشت های غلط و کج فهمی میشود.

مثلاً سهل بن زیاد می گوید: از چند نفر از اصحاب امام صادق(ع) شنیدم که حضرت می فرمود: شما از ازدواج موقت در مکه و مدینه بخاطر من چشم پوشی کنید؛ زیرا شما با من رفت و آمد می کنید، می ترسم شما را بگیرند و اتهام زنا بزنند و بعد بگویند که یکی از اصحاب و پیروان امام جعفر صادق(ع) می باشد!
علت نهی امام صادق(ع) از ازدواج موقت در مکه و مدینه، حادثه ای بود که برای اَبان بن تَغلِب که یکی از راویان حدیث و اصحاب امام صادق(ع) بود پیش آمد. چون در مکه زنی بود که اَبان هر وقت به مکه می رفت او را صیغه می کرد و اختلاف بین آنها در گرفتن مال زیادتر پیش آمد. زن نقشه ای کشید و او را در صندوق کرد و به وسیلۀ  حمّالها صندوق را به جلوی مسجد بردند و زن، اَبان را تهدید کرد که اگر پول بیشتر ندهد به مردم خواهد گفت که او از من در خواست زنا می کند! و اَبان وقتی از داخل صندوق هزار درهم به او وعده داد، او را آزاد کرد. و نهی امام(ع) بخاطر این بود که مبادا به تهمت زنا یارانش را بگیرند و شلاق بزنند و بگویند که یاران امام چنان هستند!


 
3- چرا ازدواج موقّت و تعدّد زوجات؟
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: چرا ازدواج موقّت و تعدّد زوجات؟

***چرا ازدواج موقّت و تعدّد زوجات؟


موقیعت های اجتماعی و اقتصادی و روانی انسانها طوری است که افراد به عللی از جمله : مشکلات کاری ، مسکن ، خوراک، تحصیلات و...نمیتوانند ازدواج نمایند.
شهوت و لذت در انسان یک امر آشکار و بدیهی است که نمیشود از آن چشم پوشی کرد و اگر هدایت نشود باعث ایجاد فساد و تباهی جامعه از نظر اخلاقی، روانی و بهداشتی خواهد شد. توجه به کنترل غرایز و شهوت آنقدر مهم است که قرآن کسانی را که خود را نگهدار هستند، در زمرۀ رستگاران تلقی میکند:


«قَد اَفلَحَ اَلمُومِنُونَ* الَّذِینَ هُم فِی صَلاتِهِم خاشِعُونَ* وَ الَّذِینَ هُم عَنِ اللَّغوِ مُعرِضُونَ* وَ الَّذِینَ هُم لِلزَّکَاةِ فاعِلُونَ* وَ الَّذِینَ هُم لِفُرُوجِهِم حَافِظُونَ* إِلَّا عَلَی أَزوَاجِهِم»

«براستى که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان فروتنند، و آنان که از بیهوده رویگردانند،  و آنان که زکات میپردازند، و کسانیکه دامن خود را حفظ ‏میکنند، مگر در مورد همسرانشان‏» (سورۀ مؤمنون، آیات1تــا5).


شهوت در انسان، آن قدر قوی است که حتی با صدای جنس مخالف و لمس کردن،انسان کنترل خود را از دست میدهد.


امام صادق(ع)فرمودند:

«هیچ کس نیست مگر اینکه به گونه ای گرفتار گناه زنا میشود؛ زنای چشم، نگاه (به نامحرم) است؛ زنای لب، بوسیدن (نامحرم) است؛ و زنای دست، لمس (دست یا بدن نامحرم) است؛ چه فـَرْج (عورت و شهوت) تحریک شود و چه نشود»(وسائل الشّیعة، شیخ حُرّعامِلی،چاپ آل البَیت(ع) قم، 20 /191؛ چاپ ربّانی، 14 /138، حدیث ش 25396).


انسان دارای غرایزی مانند گرسنگی و تشنگی میباشد که به طور فطری در وجود او قرار دارد. شهوت نیز یک غریزه است؛ هر کس، منکر شهوت جنسی شود یا دروغگو است یا مریض! همانگونه که انسان، محتاج آب و غذا است محتاج غریزه نیز میباشد و همانطور که در گرسنگی باید از غذای حرام و مسموم دوری کرد؛ در ارضاء شهوت نیز باید موازین شرعی را رعایت نمود و از لِواط، زنا و استمناء دوری کرد.
سرکوب غریزۀ جنسی در مرد و زن، باعث ایجاد شخصیت منفی و استرسهای روحی و روانی میشود. با ازدواج دائم یا موقّت،ترشحات غدد جنسی در هر انسان سالم صورت می پذیرد و خروج آن از بدن به طور طبیعی در تأمین آرامش عصبی و روانی بسیار حیاتی است.اگر انسان، شهوت خود را سرکوب نماید یقیناً به انحراف جنسی مخفیانه یا علنی کشیده خواهد شد.قوه جنسی،هم ماند دیگر قوای بدن نظیر شنوائی و بینائی، هر چه قوی تر باشد، دلیل بر سالم بودن انسان است. پس باید مواظب قوای شهوت بود و آن را به طریق مشروع ارضاء کرد؛ همانطور که به چشم گفته میشود به حرام نگاه نکن.
با توجه به آیات قرآن، به خوبی روشن است که دین برای زندگی انسانها برنامه دارد و در هر برنامه ای آینده را پیش بینی کرده و برای آنان برنامه ریزی نموده است.
انسان از اولین روزی که پا به جهان می گذارد،نیاز های خود را به نوعی کنترل میکند.از همان دوران شیر خواری غرایز انسانی در لب کودک میباشد و با مکیدن پستان مادر غریزۀ خود را ارضاء مینماید. شیر خوردن طفل، قهری است؛ زیرا کودک درک نمیکند که اگر گرسنه باشد باید غذا بخورد و گرنه تلف خواهد شد. در دوران رشد، غریزۀ جنسی تکمیل می شود.غرایز جنسی و شهوت، شبیه نوعی بیماری است که اگر از قرص یا آمپول استفاده کنند،درد و مرض تعدیل میشود.این غرایز بوسیلۀ عواملی مانند ازدواج، تزکیه و ورزش قابل تعدیل است.غرایز جنسی وشهوت، چند سالی بعد از بلوغ،آغاز شده و تا دَم مرگ،همراه انسان هستند و از طرفی دیگر در اجتماع، حالات و مواقعی پیش می آید که در آن اکتفا به یک زن ظلم است و رواج ازدواج موقّت،مانع بروز خطرات می میباشد. مثلاً آسیب پذیری مردان در مشاغل، جنگها، افزایش تولد جنس مؤنث و... باعث گردیده که در ایران حدوداً 3،700،000 نفر دختر و زن بیشتر از مردان باشد (آمار سال1382).
اگر دولت برای همۀ جوانان، بستر ازدواج از طریق وام و مسکن و مشاغل را فراهم سازد، بازهم 3,700,000 نفر (1،700،000 دختر؛ 2،000،000 بیوه زن) بدون شوهر خواهند بود. آیا نباید به غرایز این تعداد توجه کرد؟! و برنامه ریزی داشت؟ یا اینکه رضایت داد از راه های غیر شرعی و غیر بهداشتی نسبت به ارضاء میل جنسی اقدام شود؟! اگرچه زن و مرد در نیازهای غریزی شریکند؛ ولی این نیاز در وجود زنان عمیقتر است و حیات شخصیت زن بیش از هر چیز بستگی به غریزه دارد و بدون آن، لذتی از زندگی نمی برد. باید این اصل را قبول کنیم، اگر ازدواج های موقّت و تعدد زوجات جایز، در جامعه، قانونی و رایج نشود، تعدّد زوج های غیر شرعی جایگزین خواهد شد.
آمار بیوه زنان و مازاد دختران در آینده کار را به جائی خواهد رساند که اگر دختران بی سرپرست مانده و لازم خواهد بود برای کسب کار، معاشرت داشته باشند که منجر به مفاسدی خواهد بود که بیشتر از معایب ازدواج موقت است و این زمینه انحراف مردان همسردار را افزایش داده و تجرّد به عمومیت می رسد.
با توجه به روایاتی که نقل خواهد شد،آشکار است که اسلام به هیچ کس اجازه نداده تا به خاطر احساسات شخصی و برداشتهای غلط یا احساسات تعصبی زنان به موضوع غرایز بشری بی تفاوت باشد.دین فقط نماز و روزه نیست.اندیشۀ صحیح، بهتر از رفتار است.


[خداوند در قرآن میفرماید:
إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ یَقُولُونَ: نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ، وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً * أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهیناً (سورۀ نساء/ 150و151).

«کسانی که به خدا و پیامبرانش کفر می وَرزند، و مى‏ خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند، و مى ‏گویند: «ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى ‏کنیم!» و مى‏ خواهند میان این [دو]، راهى براى خود اختیار کنند * آنان در حقیقت کافِرند! و ما براى کافِران عذابى خفّت‏آور آماده کرده‏ ایم!».


- نیز میفرماید:
وَلَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ آیاتٍ بَیِّناتٍ وَما یَکْفُرُ بِها إِلاَّ الْفاسِقُونَ‏
«ای پیامبر به تحقیق، دلایل روشن برتو فرستادیم و به جز فاسقان کسی انکار آن نخواهد کرد!» (سورۀ بقره/99).
بسیار تعجب برانگیز است که برخی شیعیان به خاطر عدم توجه به شریعت و حکم آسان ازدواج موقت، باعث ترویج فرهنگ زنا میشوند!!


حضرت علی(ع) فرمودند:
«غَیْرَةُ المَرْأَةِ کُفْرٌ وَ غَیْرَةُ الرَّجُلِ إِیمانٌ»
«غیرت ورزی زن (و مبارزه کردنش با تعدد زوجات یا ازدواج موقت شوهرش در فرض نیاز او)، از آثار بی دینی و عدم اعتقاد به خداوند است؛ ولی غیرت ورزی مرد نسبت به زن خود، از ایمان او است»
(نهج البلاغة، چاپ فیض الاسلام، حکمت119/ ص1144؛ مسائل ازدواج و حقوق خانواده، علی اکبر بابازاده، ص175).


فرهنگ غلط به گونه ای جلوه می کند که هر کس حرامی مانند زنا را مرتکب شود مردم در برابر گناه او سکوت می کنند ولی اگر مردی با زنی ازدواج مجدّد یا موقت انجام دهد، دچار مَذَمَّت و بی احترامی افکار عموم قرار میگیرد و همین تفکر باعث خواهد شد که مردم دچار عذاب الهی و بلا گردند (اشاره به آیات قرآن کریم، که یک نفر ناقۀ (شتر) صالح(ع) را پی کرد؛ ولی بخاطر بی تفاوت بودن مردم و سکوت در مقابل گناه، همۀ مردم گرفتار عذاب شدند) و حتی تبلیغات مسموم، جَوّ جامعه را طوری تغییر داده اند که مبلغین دینی نیز به خاطر حفظ آبروی خویش نمیتوانند در منبرها و سخنرانی ها و... نسبت به موضوع ازدواج موقت، مردم را ارشاد و راهنمایی نمایند.


[به قول استاد سخن، سعدی:


راه است و چاه و دیدۀ بینا و آفتاب
تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش


چندین چراغ دارد و بیراهه می رود!!
بگذار  تا بیفتد و بیند سزای خویش!!


گر هر دو دیده، هیچ نبیند، به اتفاق
بهتر ز دیده ای که نبیند خطای خویش!!]


در کشورعراق و در بین شیعیان لبنان، بخاطر ترویج فرهنگ تعدد زوجات و ازدواج موقت، خوشبختانه، آمار اِیدز، جنایت جنسی، چشم چَرانی و... کمتر گزارش می شود و حتی جهت جلوگیری از انحطاط و فساد جامعه، در لبنان، زنهای بدون شوهر(بیوه)ای هستند که گاهی نذر خود را در همسری موقّت برای جوان یا مردی دیگر قرار میدهند (کتاب عقاید و آراء بشر در امور جنسی).
شیعیان، اینقدر به اهل بیت(ع) ارادت نشان می دهند، ولی در خصوص تفکر و رهنمودهای ائمۀ اطهار(ع) به ازدواج موقت بی تفاوت می باشند!!


 
2- مقدّمۀ مؤلّف (استاد حسن زاهدی حق) و سخن ناشر (آقای رضا کریمی - قم)
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: مقدّمۀ مؤلّف(استاد حسن زاهدی حق) و سخن ناشر

***مقدّمه:
در این جزوه به صورت مجمل و روشن، به بررسی بعضی مشکلات اخلاقی و اجتماعی ناشی از عدم امکان ازدواج، اشاره شده و تلاش گردیده به ذکر نقش بانوان در زمینه ازدواج موقت یا مجدّد، و عدم مُبایَنَت (ضدّیّت و مُغایَرَت) آن دو با عفت و حیا، در فرهنگ سازی موضوع پرداخته شود. اگر نگاهی حقیقت بینانه به وضع موجود اجتماعی و روابط نامشروع دختر و پسر و نگاهی دیگر به مراکز مبارزه با مفاسد اجتماعی بیندازیم، اهمیت ازدواج موقّت و مجدّد، و به خصوص موقّت، معلوم میشود. در این کتاب از مباحث پیرامون ازدواج موقّت و مجدّد به صورت تلفیقی جهت مختصر گوئی استفاده شده است.


85/8/27
«حسن زاهدی حق»



***سخن ناشر:
نیاز جنسی و میل به ارضاء آن، طبق حکمت خداوند متعال، در نهاد انسان قرار داده شده است. انسان همانطور که برای رفع تشنگی و گرسنگی و ادامه حیات به آب و غذا و هوا نیاز دارد، به ارضاء صحیح و منطقی میل جنسی هم نیازمند است. اگر این میل و نیاز ضروری و فوق العاده قوی، به طور منطقی و صحیح، ارضاء گردد، موجب آرامش روحی انسان خواهد بود. ولی عدم ارضاء صحیح میل جنسی، از مسیر اصلی آن، آثار زیان باری را از جهات مختلف، در پی خواهد داشت...
ازدواج موقّت بهترین راه برای رفع نیاز جنسی و عدم آلوده شدن جامعه به فساد و فحشا میباشد، به خصوص در عصر حاضر که تهاجم فرهنگ مبتذل غرب از یک سو و مشکلات گوناگون جوامع بشری از سوی دیگر، فرهنگ شدن این سنت را ضروری تر میسازد. بالارفتن سن ازدواج دائم، اتفاقات ناگوار و مرگ و میر های گوناگونی که بیشتر مردان در معرض آن هستند و بیوه شدن زنان و نیاز آنها به زندگی مشترک وتأمین شدن نیازهای روحی و جنسی به صورت شرعی، اقتضا میکند که به این امر مهم، بدون حبّ و بغض و تعصّب های بیجا و با حفظ شأن ومنزلت و جایگاه والای زنان، با دیدۀ احترام پرداخته شود. زنان و دختران بزرگواری که با درک واقعیت های جامعه و نیازهای درونی انسان، درجهت اجرای کامل دستورات اسلام و در جهت فرهنگ شدن این سنت حسنه گام بر میدارند نقش بسزائی برای مصون ماندن جامعه - به خصوص جوانان - از گناه و آلوده شدن به مفاسد اخلاقی و انحرافات جنسی دارند.و تا زمانی که این سنت حسنه و الهی،اجرا نشود، بدون تعارف، گسترش و رواج زنا و دیگر جرائم جنسی را در جوامع شاهد خواهیم بود.
کتاب ارزشمند «ازدواج موقت یا مجدّد؟!» تألیف جناب مستطاب «آقای حسن زاهدی حق» از سری کتابهای «پرتگاه جوان» گامی است کوچک، جهت آگاهی بخشی به نسل جوان و نشان دادن راههای سعادت و موفقیت و دوری از فساد و گناه، که امید است مورد رضایت حق تعالی و خوانندگان گرامی قرار گیرد.


« قم- رضا کریمی»


 
1- آیۀ صریح قرآن کریم در مورد ازدواج موقت(متعه/صیغه) و مشروعیّت آن برای همه
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آیۀ قرآن کریم در مورد ازدواج موقت(مُتعه = صیغه)

«بسم اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ»


*آیۀ قرآن کریم در مورد ازدواج موقّت (مُتعَه):


وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ؛ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً؛ وَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَةِ؛ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً» (سورة النساء/ آیة24).

«وحلال کرده شد بر شما آنچه سِواى آنست (غیر از زنانیکه ذکر شدند)، آنکه خواستگارى کنید بمالهاتان تا شوهران حلال باشید نه زنا کنندگان؛ پس آنچه را مُتعه کردید (بهرۀ جنسی بُردید) از زنان، بپردازید به آنها مَهرهاشان را، که فرض (واجب) است؛ و نیست گناهى بر شما در آنچه راضى شدید به آن از بَعدِ مَهر واجب (مثل هدایایی که بآنها بدهید)؛ بدرستی که خدا داناى درستکار است» (ترجمۀ مصباح زاده).